آن نه شيرست كنون روباهست * وين نه گرگست كنون چوپانست
روز نوروز و مى اندر خم و ما * همه هشيار نه از حرمانست
كس دگرباره بدين دم نرسد * پس بخور گرچه مه شعبانست
به خدا گر به حقيقت نگرى * مه شعبان و صفر يكسانست
همه بگذار كدامين گنهست * كه فزون از كرم يزدانست
در مدح ملك يوسف گويد
ملك يوسف اى حاتم طى غلامت * ملوك جهان جمله در اهتمامت
اجل پرتو شعلههاى سنانت * ظفر ماهى چشمههاى حسامت
گروهى نهند از كرام ملوكت * گروهى نهند از ملوك كرامت
من اينها ندانم همين دانم و بس * كه زيبند آنها و اينها غلامت
منافع رسان در جهان دير ماند * بسست اين يك آيت دليل دوامت
به فردوس بزم تو كوثر درآمد * برون شد ز در چون درآمد مدامت
همىبينم اى آفتاب سلاطين * اگر سوى گردون شود يك پيامت
كه خاتم يمانى شود در يمينت * كه گوهر ثريا شود بر ستامت
تو خورشيد گردون ملكى و چترت * كه خيرست ازو خرمن مه غمامت
عجب آنكه نور تو هرگز نپوشد * اگر چند در سايه گيرد مدامت
فى صفت البناء و البانى
يا رب اين بارگاه دستورست * يا نمودار بيت معمورست
يا بهشت است و حوض كوثر او * جام زرين و آب انگورست
مرده را زنده چون كند به صرير * در او گرنه نايب صورست
بىتجلى چرا نباشد هيچ * صحن او گرنه ثانى طورست
از صداى نواى مطرب او * دايم اندر سر فلك شورست