بنمود روى صورت صبح از كران شب * چون جوى سيم بر طرف نيلگون سراب
جستم ز جاى خواب و نشستم به خانه در * يك سينه پر ز آتش و يكديده پر ز آب
باشد كه بينم از رخ سيمين او نشان * باشد كه يابم از لب نوشين او جواب
كاغذ به دست كردم و برداشتم قلم * و آلوده كرده نوك قلم را به مشك ناب
گه عذر و گه ملامت و گه ناز و گه نياز * گه صلح و گه شفاعت و گه جنگ و گه عتاب
بودم درين حديث كه ناگاه در بزد * دلدار ماهروى من آن رشك آفتاب
در غمزههاى نرگس او بىشمار سحر * در شاخههاى سنبل او بىقياس تاب
آوردمش به جاى و نشاند و نشست پيش * بر دست بوسه دادم و بر روى زد گلاب
و له ايضا
دل غمخور و دلفريب شادان * غم حاضر و غمگسار غايب
بر چهره دليل شمع سوزان * بر ديده سبيل دمع ساكب
معشوقه بتى كه هست پيوست * عشقش چو زمانه پرعجايب
از نوش به مل درش ليالى * از مشك به گل برش عقارب
چين كله بر عقيق چينى * تير مژه در كمان حاجب
رخساره چو گلستان خندان * زلفين چو زنگيان لاعب
با روح دو بسّدش معاصر * با عقل دو نرگسش معاتب