زان پيشتر كه چشم بمالم ز خواب خوش * در خانه گيردم به تقاضاى بامداد
چون كوه بيستون بنشيند به پيش من * بر جاى خواب تكيه زند همچو كيقباد
ناشسته روى تيره نشينم به پيش او * پرخشم ازو چو كودك بدفهم از اوستاد
گويد هرآنچه خواهد و من در سزاى او * دارم بسى جواب و نيارم جواب داد
هرچند مبغضست و بخيلست و ناكسست * حقست و داد ازوست گريزان نيم ز داد
و له ايضا
خدايگانا مهمان بنده بودستند * تنى دودوش به نقل و نبيد و رود و كباب
به طبع خرم و خندان شراب نوشيدند * كه بر خماهن گردون فروغ زد سيماب
نه به مزاج يكى دستيافت گرمى مى * نه بر دماغ يكى غلبه كرد قوت خواب
شرابشان نرسيدست و بنده درماندست * خدايگانا فرياد بنده رس به شراب
و له ايضا
اى مباركتر از ستارهء روز * صدر را آفتاب صدرافروز
عقل تو علمبين و علمگشاى * طبع تو جودورز و جودآموز
شست آذر مه از كمان هوا * بادها زو چو تير مردمدوز
دست سرما فرودريد و سترد * كسوت شاخ و صنعت نوروز
جامهء باغ سوخت بىآتش * جامهء گرم خواه و آتشسوز
هيزم گوز را بر آتش نه * كه توان برشمر شكستن گوز
زال شد باغ و تا نه دير از برف * چون سر زال زر شود سر نوز