تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 505

مساهمون:

ص٥٠٥
نوك او هنگام رفتن باد را تلقين كند * سير آن اسبى كه خاك از نعل او گردد شيار آب گردش مركبى كز چابكى هنگام تك * نعل سخت او ز خاك نرم ننگيزد غبار سير آب و آتش و ماهى و مار از وى برند * ژرف رود و پهن دشت و تند كوه و تنگ غار خوردموى و زاغ‌چشم و پهن‌روى و گرد سم * تيزگوش و دوربين و رهنورد و راهوار آب با وى در شتاب و خاك با وى در درنگ * چرخ با او در نبرد و ابر با او در شكار گاه بودن گاه رفتن گاه جستن گاه تك * كند و سست و تند تندوتيز و نرم و رام و خوهل و خوار اى ز هر دستى كه در انديشه آيد پيش دست * وى به هر كامى كه در اميد گنجد كامگار اختيار توست جود و خواسته بخشى به جبر * زين نكوتر كس نبيند حكم جبر از اختيار

و له ايضا

دى درآمد ز در آن دلبر زيبا رخسار * نه چنان مست به غايت نه به غايت هشيار طربى در دل آن ماه نوآيين ز نبيد * اثرى در سر آن لعبت زيبا ز خمار در خم زلفش برگ سمن غاليه‌پوش * سر زلفينش بر برگ سمن غاليه‌بار رنگ نو ديدم بر چهرهء رنگينش دويست * بوى نو يافتم از زلف مشكينش هزار لاله با روى درفشان وى اندر وحشت * مشك با زلف پريشان وى اندر پيكار اين همىگفت كه رنگ من از آن بوى بده * وان همىگفت كه بوى من از آن زلف بيار آخته قدش و رويش چو بديدم گفتم * كه همى سرو روان ماه تمام آرد بار
مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 505 | رضا قليخان هدايت