زخم درست بايد و پيكان سنگ سلب * تيغ بنفش خواهد و بازوى كامگار
چون روى لاله باد بشويد به اشك ابر * در هم زند بنفشه سر زلف تابدار
بلبل همىبنالد بىهجر دوست سخت * قمرى همىبگريد بىآب ديده زار
مى خور به روى آنكه بود روى و موى او * بر مشترى بنفشه و بر ماه لالهزار
و له ايضا
خوش و نكو ز پى هم رسيد عيد و بهار * بسى نكوتر و خوشتر ز پار و از پيرار
جهان بسان يكى چادرى شدست بنفش * كجا ز عيد وز نوروز پود دارد و تار
ز روى پيرى گلزار چون زليخا بود * دعاى يوسف گشت آب ابر در گلزار
اگر نسيم گل نو چو خضر بر سفرست * رداى خضر چرا در سر افگند اشجار
چو ميغ گوشهء چتر سيه براندازد * به آسمان كبود از ميان دريا بار
خدنگ بارد بر آسمان جوشنپوش * ز دامن زره زنگيان تيغگذار
ز عكس لاله و از شكل سبزه برخيزد * دونيم دايره از روى ابر باران بار