درختان رز اكنون تا نه بس دير * يكايك زود گردد زرد چادر
بر اين گردون دريا چهر از ميغ * بپيوندد سماريهاى عنبر
سماريهاى عنبر چون گران شد * فروبارد ز عنبر عقد گوهر
وزان باريدن گوهر به نيسان * بخندد باغ و بر بالا صنوبر
در مدح سلطان طغان شاه گويد
عروس باغ نوروزى چه كرد آن دانهء گوهر * كه نورش ماه تابان بود و سعدش زهرهء ازهر
هزاران صورت رنگين نگاريده برو مانى * هزاران پيكر طبعى برآورده ازو آزر
بر آن هر صورت رخشان ز مشك لعلگون سدره * بر آن هر پيكر تابان ز لعل مشكبو افسر
كنون هر صورتى دارد به رنگ زعفران جامه * كنون هر پيكرى دارد ز شاخ كهربا زيور
شمال زرفشان هر روز طاووسان بستان را * نهد زرچوبه در منقار و مالد زعفران بر پر
سپهسالار دريا را بر اسب باد پران بين * خدنگش نرگس مشكين سنانش برگ نيلوفر
شبه خفتان در پيكان كه از پرنده تير او * پس از شش ماه در كهسار شخها بينى از خون تر
فلكپيماى بحر آشوب عالم صحن انجم تك * شبه خفتان در پيكان آتش تيغ بانگآور
به روى چشمهء خورشيد هزمان تند برجوشد * سمك در دامن خفتان فلك در گوشهء مغفر