كجا آن يلان و كيان و گوان * از انديشه و درد بس ناتوان
همان منزلست اين جهان فراخ * كه ديدست جمشيد و ايوان و كاخ
همان مرحلهست اين بيابان دور * كه گم شد در او لشكر سلم و طور
همان واديست اين جهان خراب * كه ديدست ايوان افراسياب
نگر تا نبندى دل اندر جهان * كه بايدت رفتن ابا همرهان
176 ازرقى هروى
اسمش حكيم زين الدّين ابو بكر بوده و در اوايل دولت سلجوقيه ظهور نموده جامع كمالات و حاوى حالات گرديده به شيخ عبد اللّه انصارى هروى ارادتى داشته و در تصفيه و تزكيهء نفسانى همت مىگماشته به مدارج ارجمند و معارج بلند دارج و عارج و مطبوع طبع داخل و خارج آن شهر شده سلطان طغان شاه بن مؤيد وى را به منادمت و مصاحبت خويش برگزيده و اختصاص داده و التفات بىنهايات از آن سلطان ديده گويند چون سلطان را در قوهء باه ضعفى بوده حكيم به جهت تهييج آن قوه صور الفيه و شلفيه را اختراع نموده به تدبير وى بتدريج رفع آن مرض از مزاج سلطان شده در آن حضرت بالاستقلال و الاستحقاق منصب ملكالشعرايى متعلق به او بوده وى را در مرتبهء شعر و شاعرى پايهيى اعلاست و مبدعالمعانيست معاصر عبد اللّه قرشى و شجاع نسوى و احمد بديهى و حقيقى و نسيمى از شعراى عهد بوده است و فقير را به قصايد وى نهايت اعتماد و او را از هيچيك از استادان سخن كمتر نمىشمرد و كتاب سندباد از منظومات اوست .
وفاتش در سنهء 526 واقع شده ديوانش حاضرست و اين ابيات از وى منتخب و ثبت مىگردد .