به زخم سر تيغ و گرز و سنان * همىتافت در حمله هر سو عنان
به هر حمله خيلى فگندى نگون * به هر زخم جويى براندى ز خون
بهمشان برافگند يكبارگى * همىتاخت تا قلبگه بارگى
سرند از ميان ديد ديوى به جوش * به زير اژدهايى پلنگينهپوش
ز آسيب افتاد بر پيل پيل * سواران گريزان از آن ميل ميل
برانگيخت گه پيكر باد پاى * به گرز گران اندر آمد به جاى
طورگ دلاور نشد ايچ كند * عقاب تكاور برانگيخت تند
درآمد به نزديك او بهر جنگ * بزد بر كمربندش از باد چنگ
ز زين در ربودش به كردار باز * كه نخچير گيرد به چنگل فراز
چنان بر سر دست افراختش * به پيش پدر برد و انداختش
چنين گفت كاين هديهء كابلى * نگهدار زين كودك زابلى
ازينپس گوى پرهنر خوان مرا * مخوان كودكم شير نر خوان مرا
دگر ره شد آهنگ آويز كرد * به آوردگه اسب را تيز كرد
درفش و بنه پاك بگذاشتند * گريزان ز كين روى برگاشتند
ازيشان فگندند بسيار گرد * به جان آن كسى رست كش آب برد
گريزنده را تا به كابل فراز * سنان از قفا هيچ نگسست باز
همه ره ز بس كشته در يكدگر * سر و پاى و دل بود و مغز و جگر
در آن دشت تا سال صد زير گل * همى گرگ تن برد و كفتار دل
چو فيروزه گشتند از آن رزمگاه * سوى زاول اندر گرفتند راه
فروماند كابل شه آشفتهبخت * ز شيداسب كين كش بترسيد سخت
به بيچارگى ساو [ و ] باج گران * پذيرفت با هديهء بيكران
گرفت از سپس پادشاهى طورگ * سرافراز شد بر شهان بزرگ
يكى پورش آمد به خوبى چو جم * نهاد آن دلارام را نام شم
ز شم بعد از آن اترد آمد پديد * و زين هر دو شاهى به اترد رسيد
چو بختش به هر كار منشور داد * سپهرش يكى نامور پور داد
مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 427
مساهمون: رضا قليخان هدايت
ص٤٢٧