تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣
يكى تلقين بلبل را دگر آرايش گل را * سيم خونريزش مل را چهارم خفتن كيهان دسيس سردى و گرمى بساط افگنده در قالب * بر او بنشسته چار انباز او هريك به ديگرسان يكى نفاخه‌يى پردم دگر آيينه‌اى پرنم * سيم باد افگنى خرم چهارم حقهء مرجان براى هضم اول در بدن كارىگر آورده * مرتب چار جنس اندر دو رسته سى و دو اعوان يكى ساز گزيدن را دوم گاز بريدن را * سيم برتر گزيدن را چهارم آسياى نان براى هضم ثانى كرده در يك طبخگه منزل * به امرش چار استاد سبك دست صناعت‌دان يكى هيزم‌كش دوزخ يكى دارندهء برزخ * سيم كارىگر مطبخ چهارم نقل‌ريز خوان سپاس آن دادبخشى را كه ما را رهنما آمد * به آخر موقف اسرار و اول منزل اعلان كند فخار صنع او ز خاكى مختلط صورت * نهد بناى لطف او بر آبى ممتزج بنيان چو بار عام را خيزد جناب كبرياى او * رود ملك سليمان در ره درويشى سلمان ز مشرق تا به مغرب مىدواند دست ابداعش * هزاران گوى زرين گرد ناى زمردين چوگان به تقدير از طبيعت چار شقه چادرى بافد * كزو در صفهء صورت شود شهزادهء عريان
مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 383 | رضا قليخان هدايت