تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 382

مساهمون:

ص٣٨٢
بيچاره آن رونده كه اينجاش درنيافت * عون خداى عالم و فر خدايگان قطب ظفر مظفر دين خسروى كه هست * بر آسمان به تيغ چو خورشيد كامران روزى كه زردگل دمد از چهرهء دلير * نيلوفرى حسام شود ارغوان فشان گيرد بناى مهلكه از مرد ارتفاع * افتد هواى معركه از گرد در هوان دندان همىخزند دليران كه هين و هين * انگشت مىگزند نقيبان كه هان و هان تيغت زبان شود همه آن لحظه و كند * از آسمان به فتح لواى تو ترجمان چرخى فگنده در زه و ماهى فراز سر * برقى كشيده در كف و بادى به زير ران آن روز خارپشت كنى خصم را به تير * همچون كشف نهاده سر اندر شكم نهان

در توحيد و تحقيق گويد

جهان را هم جهان‌بانيست پيدابين و پنهان دان * ز زير گنبد نيلى پديد آورده چاراركان يكى چون عود پرورده دوم كافور حل كرده * سيم سيمابگون‌پرده چهارم لاله‌گون كتان جهانى را به يك امر دو حرفى در وجود آورد * ز نيروى چهار اسباب زير گنبد گردان يكى زان گوهر قابل دوم زان قوت فاعل * سيم زان حاجت سايل چهارم صورت الوان ده و دو پيك را دايم رفاقت داده در يك جا * ازيشان چار نيكوكار باقى رند بىسامان يكى كرّ نيوشنده دوم عريان پوشنده * سيم محرور جوشنده چهارم سابق الاقران سپاهى سيصد و شصت و شش اندر خطه‌يى دايم * دو تعديل و دو تغيير آمده لشكرگه ايشان