گر عرض دهد سپهر اعلا * فضل فضلا و فضل افضل
از هر ملكى به جاى تسبيح * آواز آيد كه افضل افضل
آن جناب را رسالات بسيارست كه مملو از نكات حكمت و معرفت و مشحون بر لآلى دقايق و حقايقست و در شيوهء بيان پارسى بىنظيرست - وقتى اغلب آنان را ديده و داشتهام . بالجمله جناب بابا را مرتبهء عالى بوده مرقدش در قريهء مرق من توابع كاشان و اين چند رباعى از ايشانست .
رباعيّات
دنيا مطلب تا همه دينت باشد * دنيا طلبى نه آن نه اينت باشد
بر روى زمين زير زمينوار بزى * تا زير زمين روى زمينت باشد
* * *
بر هركه حسد برى امير تو شود * وز هركه فروخورى اسير تو شود
تا بتوانى تو دستگيرى مىكن * كان دست گرفته دستگير تو شود
* * *
ناكرده دمى آنچه تو را فرمودند * خواهى كه چنان شوى كه مردان بودند
تو راه نرفتهاى از آن ننمودند * ور نه كه زد اين در كه درش نگشودند
و له
در پس منگر دمى و در پيش مباش * با خويش مباش و خالى از خويش مباش
خواهى كه غريق بحر توحيد شوى * مشنو منگر مگو مينديش مباش
و له
يا رب چه خوشست بىدهن خنديدن * بىمنت ديده خلق عالم ديدن
بنشين و سفر كن كه به غايت نيكوست * بىزحمت پا گرد جهان گرديدن