تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧
از برون در ميان بازارم * وز درون خلوتيست با يارم كس نبيند جمال سلوت من * ره نداند كسى به خلوت من باز ازين ديو عشوه ده لا حول * من و نزديك او درشتى قول كيستم من كه دم توانم زد * يا درين ره قدم توانم زد سالها اشك ديده پالودم * روزها از طلب نياسودم به جوانى چو زال پير شدم * كه چو سيمرغ گوشه‌گير شدم از گناه ارچه جرمناك شويم * چون به دريا رسيم پاك شويم چه بگويم كه و كدام ببخش * اى تمامى تو را تمام بخش

169 افضل الدّين نابقى

نام نامى و اسم گرامى او حسن بن احمد قدس سره [ اين ] رباعى [ از ] بهترين رباعياتست .
اى در سر هركسى ز سوداى تو شور * نزديك تو مفلس و توانگر همه عور خود با همه در حديث و گوش همه كر * خود با همه در حضور و چشم همه كور

170 افضل الدّين كاشانى

به بابا افضل معروف است و به صفت ترك و تجريد و معرفت و حكمت و توحيد موصوف بعضى گفته‌اند خالوى خواجه نصير الدّين طوسيست . در هر صورت خواجه نصير الدّين با آن فضل و كمال و جاه و جلال كه داشته نهايت محبت و اخلاص نيت به بابا افضل ، مرعى مىفرموده در فتنهء هلاكو خان به جهت بابا كاشان را حفظ نموده و در مدح افضل الدّين گفته :
مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 357 | رضا قليخان هدايت