تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
به عزت شب معراج و حرمت حجاج * به حق كعبه و سنگ سياه و كوه صفا به عارفان حقايق به عالمان علوم * به صوفيان مساجد به قاصدان غزا كزان عيوب كه در من منافقان گفتند * به هر محافل و مجلس به هر خلا و ملا منزهم چو محمد ز گفتهء كفار * مقدسم چو معبد ز كعبهء ترسا چو گرگ يوسف پاكم ز خوردن يوسف * چو نفس يحيى آزادم از طريق خطا خدايگانا امروز عدل شامل توست * چو آستان خدا ملجأ همه ضعفا اگر نبودى بهر شهادت توحيد * ز لفظ خويش فكندى يقين عبارت لا نرفته دستت هرگز تهى بر دستى * مگر به ساقى در جام دادن صهبا نه هيچ خلق بديد از تو بىخطا زخمى * مگر قلم كه ببرى سرش نكرده خطا به گاه حلم تو را كوه خواندمى گر كوه * به ما بشارت دادى به جايگاه صدا به گاه جود تو را بحر خواندمى گر بحر * به وقت موج نكردى تلاطم و غوغا به عدل و علم و به حلم و سخاى تو به جهان * نبود و نيست كسى از ملوك و از امرا
مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 303 | رضا قليخان هدايت