تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 306

مساهمون:

ص٣٠٦

150 ابو زراعهء جرجانى

مردى فاضل و كامل بوده از استادان كهن و بزرگان سخن است او را ابو زراعهء معمرى گويند . از اشعارش جز اين چند بيت به دست نيامد :
هرآن كسى كه نباشد ز اخترش اقبال * بود همه هنر او به خلق نامقبول شجاعتش همه ديوانگى فصاحت حشو * سخن گزاف و كريمى فساد و فضل فضول
* * *
آنجا كه درم بايد انبار براندازم * وانجا كه سخن بايد چون موم كنم آهن چون باد همىگردد با باد همىگردم * گه با قدح و بربط گه با زره و جوشن

در فخريه گويد

اگر به دولت با رودكى نه همسانم * عجب مكن سخن از رودكى نه كم دانم اگر به كورى چشم او بيافت گيتى را * ز بهر گيتى من كور بود نتوانم هزار يك زان كو يافت از عطاى ملوك * به من دهى سخن آيد هزار چندانم

151 ابو على بن حسين مروى

از اكابر فضلاى دهر بوده محمد عوفى گفته كه وطن او نشابور است . علىاىحال شاعرى خوش‌طبع بوده و مداح سلطان علاء الدّين سكندر . اين چند بيت از اوست :
زهى از روى شمشيرت قوى پشت مسلمانى * سليمانى و امرت را مسخر انسى و جانى
مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 306 | رضا قليخان هدايت