تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨

و له

نظام ملك و ولايت جمال تاج و كلاه * سر محامد محمود شاهزادهء شاه به لاوهور درآمد ميان موكب خويش * به زينتى كه برآيد شب چهارده ماه قضا به روى همىرفت پيش او همه دشت * قدر به ديده همىرفت پيش او همه راه گشاده چشم به ديدار او زمين و زمان * نهاده گوش به گفتار او سپهر و سپاه به ياد حشمت او پشت دهر گشت قوى * ز بيم هيبت او شير چرخ شد روباه ز حزم جاهش ايام برنيارد سر * ز بيم عدلش بيجاده برندارد كاه گناه‌دار بپرهيزد از مظالم او * كه دست و پاى گواهى دهد بر او به گناه تناسخى كه بر آن فرّ ايزدى نگرد * بگويد اشهد ان لا إله إلّا اللّه

و له ايضا

اى همايون بناى آهوپاى * آهويى در تو نانهاده خداى سقف تو چون فلك نگارپذير * صحن تو چون بهشت روح‌فزاى روى ديوار تو ز بس پيكر * شكل عالم گرفته سرتاپاى هم در آن مركبان گور سرين * هم در آن سركشان تيغ‌گراى مىپرستش ميى چشيده به رنگ * رنگ تاج خروس و چشم هماى