تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
عرض شه و جرم فلك نگر * اين نفس نفيس آمد آن مهين يك پنجه نيارد برون فلك * چون پنجهء رادش ز آستين با همت او آشنا شود * پيش از حركت قالب جنين

و له ايضا

آمد آن مهر ماه سرد سخن * گرم در گفت‌وگوى شد با من زير او در سؤال با من تيز * بم من در جواب او الكن نه مرا با تكاب او پاياب * نه مرا با گشاد او جوشن عرصه‌هاى بنات نعش تنم * گشته زو تنگ‌تر ز شكل پرن غنچه‌هاى گلست پندارى * همه اطراف من كفيده دهن ديولاخى چنان كه ديو همى * زو به دوزخ فروخورد به رسن جويش از آب بسته پرسيماب * كوهش از برق جسته پرآهن من مسكين مقيم گشته در او * اهل بدرود كرده و مسكن باز كرده‌ست دست و پاى مرا * شكم از آستين و از دامن هيچ درمان و هيچ حيلت نيست * غير رفتن به پيش صدر زمن تا فروپوشدم به آذر ماه * ز آفتاب تموز پيراهن بوستان سعادتش فلكيست * چون مجره در او هزار چمن يار نى با نعيمهاش زوال * جفت نى با سرورهاش حزن ميوه‌دارانش ميوهء دلها * بعضى آورده بعضى آبستن بنده بىموى رو به بلغار * زده بر ابر وى خز ادكن نه همانا كه برتواند كند * سبلت آذر و دى و بهمن زنده كى مانديم چراغ اميد * گر ز جودت نيامدى روغن