عطر نسيم خلقش گرد آيد * در ناف آهويى كه به چين باشد
بختش مزاج خاتم جم دارد * دنيا و دينش زير نگين باشد
گر زين همتش بكشد نفسى * بر شير آسمانش زين باشد
هم تنگ آن براق بهشت افتد * گر شير يال و گور سرين باشد
بر وى سوار باد ابو نصرى * كز دين پاك ناصر دين باشد
و له ايضا
شاها تو را به شاهى گردون مريد باد * ايام نيكخواه تو هر روز عيد باد
بر تختهيى كه بيع و شرى اختران كنند * اقبال بدسگال تو در من يزيد باد
بر منبر خطابت عدل تو خلق را * در امر و نهى خطبهء وعد و وعيد باد
خون در تن گداختهء اهل شرك و شك * از بيم تو فسرده چو خون قديد باد
و له ايضا
شاه را روى بخت گلگون باد * جشن آبان بر او همايون باد
روز اسلام نور موكب اوست * بر شب كفر ازو شبيخون باد
شعلهء آتش جهادش را * خانهء راى هند كانون باد
گر فلك جز براى او گردد * الف استواى او نون باد
ور جهان جز به كام او باشد * نوش در كامش آب افيون باد
زر كه نامش بر آن رقم نكنند * از قبول عيار بيرون باد
تا برويد همى ز خاك آلتون * رنگ خصمش به رنگ آلتون باد
و له
خسروا بخت پاسبان تو باد * قاهر روم قهرمان تو باد
صبر كيوان و تيزى بهرام * از ركاب تو و عنان تو باد
منبر عدل و خطبهء انصاف * در زمين تو و زمان تو باد