تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
گيتى ز شبه زادن او قالب عقيم * گردون ز جنس ديدن او شخص ارمدست

در مدح زرير شيبانى

دليل نصرت حق زخم نيزهء عربست * ازوست هرچه به شرك اندر آفت و ثقبست ز عقدهاش به اسلام در گشايشهاست * چنين گشايش در عقده نادر و عجبست دراز هست چو اميد و تن درست چو عمر * وليك كوتهى عمر خصم را سببست دلى كه حمله پذيرفت ازو به فكرت و وهم * گرش ببينى گويى كه خوشهء عنبست چنان بلرزد جسم از نهيب او كه خرد * گمان برد كه در او روح لرزه‌دار تب‌ست

و له ايضا

اى نام تو بخشيدهء بخشندهء ارواح * آيات رسالت را ز انفاس تو الواح بر نامهء ديوان هنر فضل تو عنوان * در كشتى درياى سخا راى تو ملاح انعام تو بر زخم دل سايل مرهم * احسان تو بر قفل در روزى مفتاح مهتاب كه باشد كه به تفاح دهد رنگ * تا خلق تو اندر ندمد بوى به تفاح
مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 274 | رضا قليخان هدايت