گر نديدستى پيرامن كوثر سبزه * بنگر آن سبزه كه گرد لب چون كوثر اوست
اگرش جور به خواهشگرى آيد چه عجب * زان كه مداح ملكزاده خواهشگر اوست
ناصر الدّين سر احرار وليعهد ملك * كه جهانبانى و سلطانى اندر خور اوست
كس نداند شمر لشكر جرارش را * كآنچه افزون ز شمارست همى لشكر اوست
هم در مديح حضرت شاهنشاه ناصر الدّين شاه ادام اللّه اقباله
زلف مشكين به روى آن پسرست * يا كه خورشيد زير ميغ درست
حاجتم كى بود به گلشكر * تا كه روى و لبش گل و شكرست
طلعت و قد آن بت دلبر * گل سورى و سرو كاشمرست
عاشقان را رسول سوى نگار * گريهء شام و نالهء سحرست
گرچه مه را سپر نباشد ليك * زلف مشكينش ماه را سپرست
غمزهء او به قتل عاشق زار * چون خدنگ خديو نامورست
ملك ملكگير ناصر دين * كه وليعهد شاه دادگرست
كوه حلم و وقار و فضل و ادب * پشت دين روى مردى و ظفرست
يا بگيرد هميشه يا بخشد * اين دو كار امير تاجورست
آنكه گيرد هميشه ملك و عدوست * آنكه بخشد مدام سيم و زرست
حاصل كان و يم اگر بدهد * پيش جود و سخاش مختصرست
در مدح سلطان گيتىپناه محمد شاه غازى
شاه شيراوژن محمد شه كه در ميدان رزم * تيغ او قائم مقام ذو الفقار حيدرست