مر مرا اميد از بخت سيه اين بود و بس * چون شود ناهيد در ميزان مرا شادان كند
زان كه طالع خوشه و ميزان مرا بيت معاش * در معاش من اثر ناهيد در ميزان كند
خانهام را ز اطلس و اكسون همى زينت دهد * دامنم را پر ز لعل و بسّد و مرجان كند
خاصه با زاوش سه ره خواهد نمودن اقتران * جاى غم شادى درآرد درد را درمان كند
حاش للّه بود اميدم خطا زان رو كه چرخ * طاقتم از دل روان از تن توان از جان كند
گه مرا سرگشته اندر لجهء حيرت غريق * گه مرا آواره اندر وادى حرمان كند
خسروا خسرونژادا داورا در حيرتم * چرخ و اختر ازچهرو اندر اثر نقصان كند
يا كه بخت باژگون من چنين بخشد اثر * دود از عمان برآرد آب از نيران كند
چارهء اين غم نه اكنون جز عطاى شهريار * كز سخاوت برترى از بخشش نيسان كند
و له ايضا
شاه جمجاه آنكه ملك جهان * زير فرمانش بىنگين باشد
آسمانش در آستان بايد * آسگونش در آستين باشد
ز ابر جود كفش شود سيراب * چرخ را گر دو صد زمين باشد
آسمانست و آفتاب از آنك * گاه با مهر و گه به كين باشد
هركجا دست او فروباريد * تا جهانست فروردين باشد