تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
مر مرا اميد از بخت سيه اين بود و بس * چون شود ناهيد در ميزان مرا شادان كند زان كه طالع خوشه و ميزان مرا بيت معاش * در معاش من اثر ناهيد در ميزان كند خانه‌ام را ز اطلس و اكسون همى زينت دهد * دامنم را پر ز لعل و بسّد و مرجان كند خاصه با زاوش سه ره خواهد نمودن اقتران * جاى غم شادى درآرد درد را درمان كند حاش للّه بود اميدم خطا زان رو كه چرخ * طاقتم از دل روان از تن توان از جان كند گه مرا سرگشته اندر لجهء حيرت غريق * گه مرا آواره اندر وادى حرمان كند خسروا خسرونژادا داورا در حيرتم * چرخ و اختر ازچه‌رو اندر اثر نقصان كند يا كه بخت باژگون من چنين بخشد اثر * دود از عمان برآرد آب از نيران كند چارهء اين غم نه اكنون جز عطاى شهريار * كز سخاوت برترى از بخشش نيسان كند

و له ايضا

شاه جم‌جاه آنكه ملك جهان * زير فرمانش بىنگين باشد آسمانش در آستان بايد * آسگونش در آستين باشد ز ابر جود كفش شود سيراب * چرخ را گر دو صد زمين باشد آسمانست و آفتاب از آنك * گاه با مهر و گه به كين باشد هركجا دست او فروباريد * تا جهانست فروردين باشد
مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 198 | رضا قليخان هدايت