به ذقن دل چو درافتد به غلط * در كشيدنش ز عنبر رسنم
بر قمر گاه مثال كلفم * با صنم گاه نظير شمنم
افعيم زان تن مردم بگزم * كژدمم زان دل عاشق بزنم
نرگسش گفت كه من نيز ز مكر * با دو صد حيله و دستان و فنم
گاه جادووش و آهوروشم * گاه شيرافكن و لشكرشكنم
گاه چون ترك كمانكش ز مژه * قدر اندازم و ناوكفگنم
گاه چون قصد دل و دين سازم * همره طرهء چون اهرمنم
چهرهاش گفت كه چون جلوه كنم * در ضيا همسر ماه زمنم
گاه بشگفتهتر از گلزارم * گاه پاكيزهتر از ياسمنم
در طراوت مثل نسرينم * در لطافت شبه نسترنم
گاه چون مهر جهانافروزم * گاه چون مشعلهء انجمنم
قامتش گفت كه چون بخرامم * در روش راست چو سرو چمنم
گاه چون عرعر و گه چون آزاد * گاه شمشاد و گهى نارونم
لب چو بشنيد همىگفت به طنز * من چو گنجينهء درّ عدنم
گرچه مرجانم ليكن ز فسون * هست در شكر مصرى وطنم
در مدحت حضرت امير المؤمنين على بن ابى طالب ( ع )
دو زلف پرشكن و پرشكنج دلبر من * گهى به لاله زند حلقه گه به روى سمن
به هر شكنج و شكن تودهتوده از عنبر * اگرچه نبود عنبر به هر شكنج و شكن
جز آن شكن نشنيدم كه هيچ حلقه و پيچ * به مهر گردد خفتان به ماه پيراهن
گهى بر آتش دود و گهى به ماه كلف * گهى به سوسن بند و گهى به چاه رسن
گهيش ديبا بالين گهيش گل بستر * گهيش آتش مأوى گهيش آب وطن
گهى ز سنبل بر ياسمين شود مغفر * گهى به نسرين از مشك تر بود جوشن
به دست موسى ثعبان بود ز عنبر تر * به گوى سيمين چوگان شود ز مشك ختن
ز حلقه افتد بر روى گل به شكل زره * ز حيله گردد بر گردنت مثال شمن