قطب السلاطين محمد شاه بن نايبالسلطنه بن خاقان صاحبقران ، طاب اللّه ثراهما و جعل الجنة مثواهما ، از جانب پادشاه جمجاه مذكور به انجاح خدمات و تنظيم سرحدات مأمور گرديد .
چندى در عراق و فارس همىبود . در ايام ايالت فارس انتظامى تمام از امر بلوكات و اهتمامى بليغ در تأديب متمردين آن صفحات مرعى داشت و سفرى به جانب شولستان و لرستان و دشتستان و بنادر كرده خدمتگزاران دولت ابد مدت را مورد التفات داشته و سركشان را به سياست رسانيده امور فارس را منظم و منسق نموده و چنان كه در تاريخ دولت ابد مدت مرقوم است پس از سالى دو به خدمت حضور اقدس همايون بازآمد و از ملتزمين ركاب نصرتمآب همىبود به خدمتگزارى و مدحتشعارى و تنظيف خصايل و تأليف رسائل اشتغال داشت از آن جمله در سفر گرگان كه در ركاب اعلى بود در شبى رسالهاى در احوال وليعهد مغفور و خاقان منصور طاب ثراهما كه مشتمل بر بيست و هشت حكايت است و تخمينا دويست بيت نگاشته كه در هر حكايتى يك حرف ساقط است يكى الف يكى با يكى يا الى آخر و خلاصة الحساب جناب شيخ بهايى را نيز به فارسى شرح نموده نصاب انگليسى نيز ساخته كه دو هزار لغت نيز در آن ضبط است و كتابى در جغرافيا موسوم به جام جم معنون به نام نامى و اسم سامى حضرت سلطان عصر ، ابو الفتح و النصر ناصر الدّين شاه قاجار خلد اللّه ملكه تأليف فرموده كه نسخهء جامعى مفيد مبسوط بىنظير است و اين ابيات نيز از نتايج طبع وقاد اوست :
در ستايش شاهنشاه مغفور سلطان محمد شاه قاجار
سپاس بىقياس اول همايون ذات يزدان را * ثناى بىشمار آنگه خجسته فر سلطان را
علاء الدّين محمد شاه آن كو از كف رادش * يكى قطره زند بيغاره مر درياى عمّان را
صلاى همت و بذلش رسيده هفت كشور را * صداى حشمت و عدلش گرفته چاراركان را
نبودى علت صنع ار همايون پيكر پاكش * عيان هرگز نمىكرد ايزد اين گردون گردان را