تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
چون بنشيند به ماه ماند و خورشيد * چون برخيزد به سرو ماند و شمشاد اى گل نورسته در فراق جمالت * كارم چون عندليب باشد فرياد گل نشنيدم مثال رويت رنگين * سرو نديدم بسان قدت آزاد سرو كه رويد همى ز وادى كشمر * گل كه همىبشكفد به موسم خرداد زلف تو گيرد به بند گردن ابدال * چشم تو آرد به دام خاطر اوتاد در تن نرم آن دل چو سنگ عجيبست * گويى در سيم پرورانى پولاد

در مدحت حضرت امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السلام

الا اى باد جان‌افزا الا اى پيك جان‌پرور * تويى مر روح را دايه تويى مر جسم را مادر فزايد از شميمت جان ببالد از تو در ابدان * چنان كز قطره در بستان رخ گل عارض عبهر الا يا باد فروردين تو را نكهت چو مشك چين * زمين پشت از تو در آذين هوا روى از تو در زيور گهى با نغمهء رودى گهى با صوت داودى * گهى با نفحهء عودى گهى با نكهت عنبر ايا چرخ بهشت‌آيين كه هستى چون جنان رنگين * به مهرى گاه و گه با كين شرنگى گاه و گه شكّر تو را فيض از شهى كو را چو حق نى شبهه نى همتا * امير يثرب و بطحا امير المؤمنين حيدر جهان را عدل او سامان چمن را جود او نيسان * زمين را علم او بنيان فلك را حلم او محور
مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 178 | رضا قليخان هدايت