75 عبد العزيز خان تركستانى
خلف ندر محمد خان حكمران بلخ بوده و در زمان شاه سليمان صفوى پادشاه بخارا بوده و با شاهعباس ثانى صفوى مصالحه داشته از اولاد چنگيز خان مغول بوده است . پادشاهى بوده صالح و عاقل ، خليق و عادل . گاهى شعرى فارسى مىگفته از اشعار او اين چند بيت درين كتاب نوشته شد :
ضبط آه و ناله خون دارد دل زار مرا * آخر اين پرهيز خواهد كشت بيمار مرا
و له
گر از خلق پنهان كنم درد خود را * چه درمان كنم چهرهء زرد خود را
و له
به سنگ رخنه شد ازبس گريستم بىتو * ز سنگ سختترم من كه زيستم بىتو
* * *
سبكخرامتر از باد در چمن بگذر * به پاى گل منشين آنقدر كه خار شوى
76 شاهعباس ماضى صفوى نور اللّه روحه
پادشاهى معروف و مشهور و پسر سلطان محمد بن شاهطهماسب بن شاه اسماعيل نور اللّه مرقده است . در سنهء 995 جلوس كرده در آن وقت هيجدهساله بوده كار دولتى را كه اختلال كلى حاصل كرده بود از نو نظمى داده مرشد قلى خان كه وزيرى شاهنشان بود به قتل آورد و خود استقلال يافت و خراسان را از اوزبكيه انتزاع نمود و با دولت عثمانيه مصالحه كرد و بسيارى از خراسان