تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣

و له

يك شهر همى فسون و رنگ آميزند * تا بر من و بر تو رستخيز انگيزند با ما به حديث عشق تا چه استيزند * هر مرغى را به‌پاىخود آويزند

72 طغرل قاجار

تخلص نواب ظهير الدوله العليّة العالية محمد ابراهيم خان بن نواب مهدى قلى خان بن سلطان محمد حسن خان قاجارقويونلو رحمة اللّه عليهما بوده در سنهء 1198 در استرآباد فوت شده عم‌زادهء حضرت خاقان مغفور صاحبقران طاب ثراه بوده و بعد از مهدى قلى خان مرحوم والدهء ابراهيم خان را [ كه همشيرهء سليمان خان اعتضاد الدوله بوده ] خاقان قاجار در حبالهء نكاح درآورده نواب شاهزادهء معظم محمد قلى ميرزاى ملك‌آرا از وى متولد شده على الجمله ظهير الدوله از جانب خاقان اكبر مغفور به حكومت ولايات كرمان و سرحدات سجستان و بلوچستان مأمور شده به رتبهء مصاهرت نيز مفتخر گرديده همشيرهء معظمهء شاهزادگان كثير الاقتدار فرمانفرماى فارس ، حسين على ميرزا [ و شجاع السلطنه حسن على ميرزا ] رحمة اللّه عليهما در عقد ازدواجش درآمده بود و در خدمت خاقان مغفور عزت و مكانتى موفور حاصل داشت از بيم سياستش خون در عروق اشرار سيستان و بلوچستان فسرده بود . در سنهء 1200 بيمار گرديده كار از مداوا درگذشت و درگذشت و ايالت آن ولايت به عباس قلى خان فرزندش مفوّض افتاد . گاهى تفننا غزلى مىگفته . از اوست :
دل بر يار و ز جورش خونست * پرسد از من كه تو را دل چونست

و له

فغان طغرل كه صياد جفاجو * مرا بشكست پر آنگه رها كرد
* * *
مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 153 | رضا قليخان هدايت