47 رضوان قاجار
نواب سام ميرزا خلف الصدق شاهزادهء معظم محمد قلى ميرزاى ملكآراى مازندران است و در دارالخلافهء تهران هم از به دو جوانى تحصيل كمالات كرده از عموم علوم حظى كامل حاصل نمود به واسطهء ذوق فطرى و طبع موروثى به نظم راغب شد و تتبع طرز بلغاى معاصرين را طالب آمد در قليل مدتى به مقامى جليل ارتقا يافت و به مداحى سلطان عصر پرداخت و مورد الطاف خاص خسروى گرديد به واسطهء استعداد نفس اشعار نيكو از طبع وقادش سر بر زد و در حضرت سلطان السلاطين شاهنشاه عصر ابو الفتح و النصر سلطان ناصر الدّين شاه قاجار غازى خلد اللّه سلطانه تقربى كافى يافت و در شكارگاهها مرتجلا رباعيات بديههء بديعه مناسب مقامات تيراندازى و اسب تازى شاهنشاه فلك جاه معروض داشت و مورد تحسين و احسان گشت اشعارش جمع نگرديده و فقير همه را نديده اين چند بيت از آن جمله است :
بتا بهار منا نوبهار خرم شد * زمين نمونهء اين سبزگونه طارم شد
پياله را سپر غم نما و خيره مباش * كه كوه و دشت پر از خيرى و سپر غم شد
بيار بادهء در غم مباش در غم و رنج * كه عندليب به گل در نواى در غم شد
ز نوبهار چنين سبزه رست و لاله دميد * و يا هرآنچه شد از فيض صدر اعظم شد
نشد مكرم شخص شريف او زلفت * كه صدر اعظمى از شخص او مكرم شد
چو شاه ناصر دين شد وزير نصر اللّه * سپاهيان را نصرت قرين و همدم شد
و له
مدح صدر راستين آنان كه از بر كردهاند * راستى در عيد اضحى حج اكبر كردهاند
خانهء او كعبه را ماند كه در وى لشگرى * اقتدا بر رسم ابراهيم آزر كردهاند