تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠

40 خسروى قاجار

نواب شاهزادهء معظم محمد قلى ميرزاى ملك‌آراست كه والدهء معظمه‌اش صبيهء محمد خان قاجار و همشيرهء اعتضاد الدوله سليمان خان مغفور و در عقد نكاح مهدى قلى خان بن محمد حسن خان سعيد شهيد بوده بعد از فوت آن خان جليل الشأن در استرآباد - والدهء او در سلك اهالى حرم محترم حضرت خاقانى درآمده - نواب شاهزادهء معظم به وجود آمد و در عهد شاهنشاهى خاقان گيتىستان فتحعلى شاه به ايالت و حكومت مازندران و استرآباد مأمور شد و ملك‌آرا لقب يافت و تا آخر عهد خاقان در آن ملك برقرار بماند و روز به روز معزز بود . چون نوبت سلطنت به سلطان محمد شاه قاجار رسيد به تهران آمده به واسطهء غلبهء پيرى از آن زحمات معاف شد و در همدان به طاعات و عبادات مشغول گرديد . آخر الامر در سنهء 1260 جهان را بدرود كرده درگذشت . از ديوان فصاحت بنيانش اين ابيات ثبت شد :

از قصايد و غزليات

شد آن محمل‌نشين از چشم و ز آه حسرت‌آميزم * زمام ناقه‌اش چون دل به دست ساربان لرزد دل من مضطرب شد در خم زلف چو چوگانش * چو آن طفل مشعبد كز فراز ريسمان لرزد چنان لرزد ز باد مشك‌بو زلف سياه او * كه از بيم شهنشه راى در هندوستان لرزد جهان مكرمت فتحعلى شه آنكه از جودش * دل خورشيد در گنجينهء دريا و كان لرزد