و له
شاه جوان كو پناه دولت و دينست * خواجهء پيرش بهر دو كون امينست
نه كشد و نه ستاند و نه ستيزد * نظم جهانش به زير چين جبينست
ناظم اين روزگار و هرچه در او هست * شاه اگر با حسام وى نه به كينست
حاجب خدام اوست هرچه امانست * خادم حجاب اوست هركه امينست
هركه سرايش برفت شاهنشانست * هركه به خاكش بخفت عرشنشينست
طوس از آن مايهء فسوس جنان شد * گنج جهانآفرين به طوس دفينست
و له ايضا
خسروا بخت همنشين تو باد * اسب دولت به زير زين تو باد
هرچه آن انتظام دولت و دين * از حسام تو و نگين تو باد
نور دين و علايم دولت * تا ابد ظاهر از جبين تو باد
از كمند و كمانت دشمن دون * بسته و خسته روز كين تو باد
جام ناهيد و خنجر بهرام * در يسار تو و يمين تو باد
هرچه عزم فلك بر آن عاجل * قايدش حزم دوربين تو باد
آن مهين جوهرى كه عقلش نام * در گه مشورت امين تو باد
در لغز و مدح اميرزاده والى خراسان
چيست آن ابرى كه خود شيريش بر سر مىرود * يا يكى كشتى كه آن با چار لنگر مىرود
كج بخواهى بردنش چون چرخ گردد بر زمين * راست چون خواهى رود بر خط محور مىرود
چون به آب و آتشش اندر جهانى فى المثل * اندرين چون ماهى آنجا چون سمندر مىرود