تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
و منه ينقدح الحال فى المسألة ملاقاة شئ مع أحد أطراف النجس المعلوم بالاجمال ، و أنه تارة يجب الاجتناب عن الملاقى دون ملاقيه ، فيما كانت الملاقاة بعد العلم إجمالا بالنجس بينها ، فإنه إذا اجتنب عنه و طرفه اجتنب عن النجس فى البين قطعا ، و لو لم يجتنب عما يلاقيه ، فإنه على تقدير نجاسته لنجاسته كان فردا آخر من النجس ، قد شك فى وجوده ، كشئ آخر شك فى نجاسته بسبب آخر . و منه ظهر أنه لا مجال لتوهم أن قضية تنجز الاجتناب عن المعلوم هو الاجتناب عنه أيضا ،
شرح
و از اين [ كه : حكم ملاقى همانند حكم مشتبهات نيست ] ، حكم مسأله ملاقات شىء با يكى از اطراف نجسى كه معلوم به اجمال است ، روشن شد ؛ زيرا : 1 ) گاهى اجتناب تنها از « ملاقى » [ - ظرف نجس مثلا ، يعنى نفس اطراف علم ] ، واجب است ، نه از ملاقى [ - دستى كه به ظرف خورده ] ، و آن در جايى است كه ملاقات ، پس از حصول علم اجمالى به نجس بين اطراف صورت گرفته باشد [ مثلا بداند كه يكى از دو ظرف نجس است ، سپس دستش با يكى از آن‌دو ملاقات و برخورد كند ] ، و دليل [ بر عدم لزوم اجتناب از ملاقى ] آن است كه مكلّف ، هرگاه از ملاقى [ - ظرف ] و طرف مقابل آن [ - ظرف ديگر ] اجتناب كرد [ مىتوان در حق وى گفت : ] وى از نجس واقعى در بين اطراف ، به‌طور قطع اجتناب كرده ، هرچند از ملاقى اجتناب نكرده باشد ، زيرا بر فرض نجاست ملاقى [ - دست ] از سوى نجاست ملاقى [ - ظرف ] ، ملاقى فرد ديگرى از نجس بوده كه در وجودش شك داريم ، همانند شىء ديگر كه به سببى ديگر در نجاستش شك شود [ مثل آنكه شك شود كه زمين اتاق ، به سبب بول گربه نجس شده يا نه ، همانسان كه در اينجا اصالت برائت جارى مىشود ، به همين ترتيب در مورد بحث نيز اصالت برائت جارى مىشود ] . از اين گفتار [ - دست ملاقيه ، فرد جديدى است كه نجاستش معلوم نيست ] ، روشن شد كه اين توهم جايى ندارد : مقتضاى تنجز ، اجتناب از معلوم به اجمال [ - اطراف علم كه ملاقى نيز از آنهاست ] ، آن است كه از ملاقى نيز بايد اجتناب كرد ،
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 97 | الآخوند الخراساني / محمدمسعود عباسى