تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
نعم ربما تكون كثرة الاطراف فى مورد موجبة لعسر موافقته القطعية باجتناب كلها أو ارتكابه ، أو ضرر فيها أو غيرهما مما لا يكون معه التكليف فعليا بعثا أو زجرا فعلا ، و ليس بموجبة لذلك فى غيره ، كما أن نفسها ربما يكون موجبة لذلك و لو كانت قليلة فى مورد آخر ، فلابد من ملاحظة ذاك الموجب لرفع فعلية التكليف المعلوم بالاجمال أنه يكون أو لا يكون فى هذا المورد ، أو يكون مع كثرة أطرافه و ملاحظة أنه مع أية مرتبة من كثرتها كما لا يخفى .
شرح
آرى ، چه‌بسا كثرت اطراف در موردى ، موجب عسر موافقت قطعى بوسيله اجتناب كردن از تمام اطراف [ در شبههء تحريمى ] يا ارتكاب همهء موارد [ در شبههء موضوعى ] يا ضررى در آن مورد ، يا غير عسر و ضرر مىشود - [ مانند آنكه برخى از اطراف خارج از محل ابتلا باشد ] - از مواردى كه با آن موارد ، تكليف ، فعلى نمىباشد ؛ [ زيرا هريك از زيان ، عسر و خروج از محل ابتلا ، موجب عدم فعليت تكليف است ] ، اعم از آنكه بعث [ و امر به سوى آن ] باشد يا زجر [ و نهى از آن ] و در غير آن [ - در صورتى كه اطراف كثير نباشند ] موجب آن نيست [ يعنى كثرت اطراف و محتملات ، موجب عسر در غير آن مورد نيست مثلا اگر يك دانه گندم نجس در داخل هزار دانه باشد موجب اجتناب از هزار دانه نمىشود چون عسر و حرج دارد ] ، چنان كه نفس موافقت قطعى ، چه‌بسا موجب عسر [ يا محذورات ديگر ] باشد ، هرچند اطراف علم ، در مورد ديگر ، اندك باشند ، [ مثلا نانوايىهاى شهر پنجاه تا باشند و ما علم يابيم به نجس بودن يكى از آنها ، كه در اين‌صورت اجتناب از همه ، بخاطر مقدمهء موافقت قطعى ، موجب عسر است ] ازاين‌رو بايد به آنچه [ مانند : عسر و زيان و خروج از محل ابتلا ] ، موجب رفع فعليت تكليف معلوم به اجمال مىشود توجه داشت كه آيا در مورد [ شبهه محصوره ] تحقق دارد يا ندارد ؟ و در صورتى كه [ شبهه غير محصوره و ] كثير الاطراف باشد [ بايد توجه داشت كه رافع تكليف - مانند عسر - آيا ] وجود دارند يا ندارند ؟ و نيز بايد توجه داشت كه [ شبههء غير محصوره ] در چه رتبه‌اى از كثرت اطراف قرار دارد ، [ زيرا شبهه غير محصوره در برخى از مراتب از كثرت موجب امور ياد شده است و نسبت به برخى ديگر چنين نيست ] چنان كه پنهان نمىباشد .