تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
و لا موجب لتقييدها به ، لعدم المنافاة بينهما ، بل لو أتى به كذلك أو إلتماسا للثواب الموعود ، كما قيد به فى بعضها الآخر ، لأوتى الأجر و الثواب على نفس العمل ، لا بما هو احتياط و انقياد ، فيكشف عن كونه بنفسه مطلوبا و إطاعة ، فيكون وزانه وزان ( من سرح لحيته ) أو ( من صلى أو صام فله كذا ) و لعله لذلك أفتى المشهور بالاستحباب ، فافهم و تأمل .
شرح
و هيچ وجوبى [ و اجبارى ] نيست ، كه صحيحه را به خبر يادشده مقيد كنيم [ و بگوييم : مراد از ثواب در صحيحه ، ثواب مترتب بر انقياد است ، بلكه آن‌دو ، دو خبراند كه يكى مفيد ثواب بر اصل عمل و ديگرى مفيد ثواب بر انقياد است و وجهى براى اسقاط ظهور يكى از آن‌دو نيست و تنافى هرگز ميان دو دليل مثبت وجود ندارد ] ، زيرا ميان صحيحه و خبر يادشده منافاتى وجود ندارد [ تا مستلزم تقييد باشد ] ، بلكه [ اين مطلب ، ميان مثبت و نافى محقق است . ازاين‌رو مطلق را زمانى بر مقيد حمل مىكنند كه يكى مثبت و ديگرى نافى باشد و در صورتى كه هردو مثبت يا نافى باشند ، اين حمل را هرگز مرتكب نمىشوند ، و در هرصورت مكلّف ] اگر عمل يادشده را [ كه خبر ضعيف بر آن دلالت دارد ] بدانسان [ كه مستحب است ، چنان كه همين مقتضاى صحيحه است ] بجاى آورد ، و يا به قصد التماس [ و درخواست ] ثوابى باشد كه بر بجاى آوردن آن وعده داده شده ، چنان كه برخى ديگر از اخبار بدان مقيد شده ، قطعا پاداش و ثواب بر نفس آن عمل داده مىشود ، نه آنكه احتياط و انقياد محسوب مىشود . بنابراين ، [ از مترتب بودن ثواب بر عملى كه خبر ضعيف بر آن قائم است ] مىتوان كشف كرد كه نفس عمل مطلوب است و اطاعت محسوب مىشود از اين‌رو [ بايد گفت : ] وزان اخبار من بلغ ، وزان خبرى است كه فرموده « من سرّح لحيته [ فله كذا و كذا ] » يا « من صلّى - يا - صام فله كذا و كذا » [ چرا كه ثواب ، بر نفس آن اعمال مترتب است و همانسان كه اين اخبار دليل بر استحباب نفس عمل و ثواب بر انجام آن مترتب است ، به همين ترتيب نيز اخبار من بلغ به همين گونه‌اند ] و شايد بدين‌جهت [ - بخاطر دلالت اخبار من بلغ بر استحباب نفس عمل ] ، مشهور فقها [ در موارد وجود خبر ضعيف ] به استحباب عمل يادشده فتوى داده‌اند . [ و گفته‌اند فلان نماز يا روزهء فلان روز با خواندن فلان دعا مستحب است ] فافهم و تأمّل .