تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
لا يقال : هذا لو قيل بدلالتها على استحباب نفس العمل الذى بلغ عليه الثواب بعنوانه ، و أما لو دل على استحبابه لا بهذا العنوان ، بل بعنوان أنه محتمل الثواب ، لكانت دالة على استحباب الإتيان به بعنوان الاحتياط ، كأوامر الاحتياط ، لو قيل بأنها للطلب المولوى لا الارشادى . فإنه يقال : إن الامر بعنوان الاحتياط و لو كان مولويا لكان توصليا ، مع أنه لو كان عباديا
شرح
گفته نشود : اين [ - امرى كه از اخبار من بلغ استفاده مىشود ، مفيد نيست ، زيرا امكان احتياط در عبادت وجود دارد ، چرا كه امر ، مفيد استحباب است نه احتياط ] در صورتى است كه گفته شود اخبار من بلغ بر استحباب نفس عمل [ و ذات فعلى ] كه ثواب بر آن رسيده به عنوان بلوغ دلالت مىكند ، [ مثلا بر استحباب دعاى رؤيت هلال ، به عنوان آنكه دعاى مروى است ، دلالت كند ] ، اما اگر [ قائل شديم كه اخبار من بلغ ] بر استحباب آن فعل [ - دعاى رؤيت ] نه به اين عنوان دلالت كنند ، بلكه به عنوان اينكه محتمل الثواب است ، قطعا اخبار يادشده را مىتوان دالّ بر استحباب بجاى آوردن فعل به عنوان احتياط قرار داد ، همانند : اوامر احتياط [ مانند : « أخوك دينك فاحتط لدينك » بىآنكه ميانشان تفاوتى باشد ، البته ] اگر گفته شود كه اخبار يادشده براى طلب مولوى هستند ، نه ارشادى . زيرا [ در پاسخ ] گفته مىشود : امر به عنوان احتياط [ كه از اخبار من بلغ استفاده مىشود ] ، هرچند مولوى باشد [ نه ارشادى ] ، توصّلى است [ نه عبادى ؛ زيرا دليلى بر تعبدى بودن آن دلالت نمىكند ، و توصلى بودن ، اصل در اوامر است ؛ زيرا تعبدى بودن نيازمند مؤنهء زائد است و اگر امر مستفاد ، توصلى باشد ، در تصحيح قصد قربت در عبادت مشكوك ، سودمند نيست ، پس اشكال وارد در باب احتياط ( بدون امر ، چگونه قصد قربت معقول است ) دفع نمىشود ] افزون بر اينكه اگر اوامر احتياط را [ كه از اخبار من بلغ استفاده مىشود ] ، اوامر عبادى بدانيم [ نه توصلى ] همانسان كه اندكى پيش گفته رفت [ اين امر ] ،
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 66 | الآخوند الخراساني / محمدمسعود عباسى