لما كان مصححا للاحتياط ، و مجديا فى جريانه فى العبادات كما أشرنا إليه آنفا .
ثم إنه لا يبعد دلالة بعض تلك الاخبار [ 234 ] على استحباب ما بلغ عليه الثواب ، فإن صحيحة هشام بن سالم المحكية عن المحاسن ، عن أبى عبد اللّه ( عليه السلام ) قال : ( من بلغه عن النبى - صلى اللّه عليه و آله و سلّم - شئ من الثواب فعمله ، كان أجر ذلك له ، و إن كان رسول اللّه - صلى اللّه عليه و آله و سلّم - لم يقله ) ظاهرة فى أن الاجر كان مترتبا على نفس العمل الذى بلغه عنه ( صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) أنه ذو ثواب ، و كون العمل متفرعا على البلوغ ، و كونه الداعى إلى العمل غير موجب لأن يكون الثواب
شرح
مصحّح احتياط نيست و در جريان احتياط در عبادات ، مفيد نخواهد بود ، [ بلكه عملى كه متعلّق اين اوامراند همانند ساير افعالى هستند كه امر به آنها تعلّق گرفته و مكلّف بايد آنها را به عنوان عمل عبادى ، اعم از مستحب يا واجب بجا آورد ] .
بعيد نيست برخى از اين اخبار [ 234 ] [ - اخبار من بلغ ] بر استحباب عملى كه ثواب بر آن رسيده دلالت داشته باشند ، [ زيرا همانسان كه مستحب با خبرى كه حجت است ثابت مىشود به همين ترتيب با خبر ضعيفى كه به معونهء اخبار من بلغ است نيز ثابت مىشود ] ، زيرا صحيحهء هشام بن سالم كه از كتاب « محاسن » [ برقى ] ، از حضرت ابى عبد اللّه عليه السلام حكايت شده : « كسى كه به او از پيامبر صلّى اللّه و عليه و آله [ در مورد عملى ، وعدهء ] ثواب برسد ، آنگاه [ او آن را انجام دهد ] ، پاداش آن عمل براى او مىباشد ، هرچند در واقع پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آن را نفرموده باشند » . [ اين صحيحه ] ظاهر است در اينكه پاداش بر نفس فعلى كه از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم رسيده كه فعل داراى ثواب است ، مترتّب مىباشد [ و نفس عمل داراى ثواب نمىشود ، مگر آنكه آن عمل ، مستحب باشد ؛ زيرا عمل انقيادى ، بخاطر انقياد و خضوع براى مولى پاداش داده مىشود ] . و [ آنچه در برخى اخبار آمده كه ] انجام عمل ، فرع بر بلوغ ثواب است بهطورى كه همين بلوغ داعى به سوى عمل باشد .