تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨
إنما يكون مترتبا عليه ، فيما إذا أتى برجاء أنه مأمور به و بعنوان الاحتياط ، بداهة أن الداعى إلى العمل لا يوجب له وجها و عنوانا يؤتى به بذاك الوجه و العنوان . و إتيان العمل بداعى طلب قول النبى ( صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) كما قيد به فى بعض الاخبار ، و إن كان انقيادا ، إلا أن الثواب فى الصحيحة انما رتب على نفس العمل ،
شرح
[ كه ظاهرش آن است كه ثواب بر عنوان « اميد » و « التماس » و « احتياط » است بنابراين ، در صورتى كه مكلّف عمل را به داعى بلوغ بجاى آورد ، ثواب نصيبش مىشود ، ولى بايد گفت عملى كه متفرع بر بلوغ است ] موجب آن نيست كه ثواب بر عمل مقيد مترتب گردد [ و خود عمل خالى از آن باشد ، بلكه ] وقتى [ مكلّف برحسب فرض ] آن را به اميد مأمور به بودن و به عنوان احتياط بجاى آورد [ ثواب در مقابل نفس عمل است نه آنكه به داعى بلوغ بجاى آورد . پس ، بلوغ ، علت عمل است نه آنكه عمل ، مقيد به آن باشد ] ؛ زيرا بديهى است كه داعى بر عملى موجب آن نمىشود كه وجه و عنوانى در آن پيدا شده [ به‌طورى كه وى موظف باشد ] عمل را به آن وجه و عنوان بجاى آورد [ پس علت ثواب ، بلوغ است ، نه آنكه ثواب مقيد به انجام دادن بخاطر التماس فرمايش پيامبر صلّى اللّه عليه و آله باشد ] . بجاى آوردن عمل به داعى « طلب فرمايش پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم » - چنان كه برخى اخبار [ من بلغ ] مقيد به آن شده است - [ و از اين تعبير به دست مىآيد كه انجام دادن عمل از باب انقياد است ، نه آنكه خود عمل راجح و مستحب باشد پس با اين خبر مىتوان كشف كرد كه اخبار من بلغ درصدد اثبات اين معنا هستند كه مكلف با انجام عمل منقاد است و ثواب بر انقيادش مترتب مىگردد ، نه آنكه ذاتا مستحب باشد ، ولى بايد گفت : ] هرچند [ ظاهر آن ] دلالت بر انقياد [ و اطاعت ] مىكند [ نه به طور مطلق ] ، ولى در صحيحهء [ هشام بن سالم ] ثواب بر نفس عمل مترتب شده [ يعنى عمل ، ذاتا راجح و مستحب مىباشد ] .