تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢
و يقطع بعدم دخل ما فى سائرها به أصلا ، أو لا يعتنى باحتماله لاجل الفحص بالمقدار اللازم الموجب للاطمئنان بعدم دخله ، كما فى الملكة المطلقة ، بداهة أنه لا يعتبر فى استنباط مسألة معها من الاطلاع فعلا على مدارك جميع المسائل ، كما لا يخفى . الثانى : فى حجية ما يؤدى إليه على المتصف به ، و هو أيضا محل الخلاف ، إلا أن قضية أدلة المدارك حجيته ، [ 324 ] لعدم اختصاصها بالمتصف بالاجتهاد المطلق ،
شرح
و [ متجزى ] قطع مىكند ابواب ديگر ، از اساس دخالتى [ در حصول يا عدم حصول اجتهاد ] نسبت به باب يادشده ندارند ، و يا [ اگر هم اين احتمال به‌طور ضعيف باشد ] به اين احتمال اعتنا نمىشود ؛ زيرا به مقدارى كه لازم و موجب اطمينان به عدم دخالت آنچه در ساير ابواب نسبت به اين باب است ، بوده ، شخص [ از مدارك ] تفحص كرده ، همانسان كه در اجتهاد مطلق چنين است [ و شخص پس از فحص كامل و حصول اطمينان به نبود مدرك ديگر ، به تمام ابواب ملكه استنباط حاصل مىشود ] ، زيرا بديهى است در استنباط مسأله‌اى با ملكه مطلق ، اطلاع فعلى بر مدارك همهء مسائل معتبر نيست ، چنان كه پوشيده نمىباشد .

2 . حجيت اجتهاد متجزى براى خويش

دوم : حجيت مؤدّاى اجتهاد در مورد عالمى كه متصف به تجزى است [ نسبت به خودش ] ، اين مسأله نيز محل اختلاف نظر است ، ولى مقتضاى ادله مدارك ، [ مانند : ادلهء حجيت خبر واحد كه دليل حرمت شراب است ] حجيت آراء مجتهد است ؛ [ 324 ] زيرا حجيت ادله مدارك اختصاص به كسى كه متصف به اجتهاد مطلق باشد ، ندارد ؛ زيرا بديهى است بناء عقلا حكم مىكند كه ظواهر به‌طور مطلق حجت است ، [ خواه در مورد مجتهد متجزّى و خواه در مجتهد مطلق . بنابراين بر جواز اخذ ظاهرى براى هركسى كه نزدش ظاهرى ثابت شده دلالت مىكند هرچند مجتهد مطلق باشد ] ، و نيز ادله‌اى كه دلالت بر حجيت خبر واحد دارند [ آن را به‌طور مطلق در حق هر مجتهدى ، حجت قرار مىدهند ]
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 372 | الآخوند الخراساني / محمدمسعود عباسى