تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١
ما من عام إلا و قد خص ، غير مفيد ، فلابد فى كل قضية من ملاحظة خصوصياتها الموجبة لأظهرية أحدهما من الآخر ، فتدبر . و منها : ما قيل فيما إذا دار بين التخصيص و النسخ - كما إذا ورد عام بعد حضور وقت العمل بالخاص ، حيث يدور بين أن يكون الخاص مخصصا أو يكون العام ناسخا ، أو ورد الخاص بعد حضور وقت العمل بالعام ، حيث يدور بين أن يكون الخاص مخصصا للعام ، أو ناسخا له و رافعا لاستمراره و دوامه - فى وجه
شرح
كافى است كه به اطلاق اخذ شود ، هرچند بعدا مقيد براى آن بيان شود . بنابراين عام از اين جهت ترجيحى بر اطلاق ندارد ] و اغلب بودن تقييد [ مطلقات از تخصيص عمومات ، كه دليل دوم بود ، اين اشكال را دارد كه : ] تخصيص فراوان است ، تا جايى كه گفته شده : « هيچ عامى نيست مگر آنكه تخصيص خورده است » [ و با اين وصف ، اغلب بودن تقييد ] فايده‌اى ندارد ، و در هر قضيه‌اى [ كه در آن اطلاق و عموم تعارض كرده‌اند ] ، بايد خصوصيات آن قضيه را كه سبب أظهر بودن يكى از متعارضين بر ديگرى است ، ملاحظه كرد [ و بر طبقش حكم كرد و نمىتوان به‌طور كلى قاعده‌اى ايراد و تقرير كرد ] تدبر كنيد .

تقديم تخصيص بر نسخ

از جمله : سخنى است كه در صورت دوران امر ميان تخصيص و نسخ [ و ناسخ دانستن عام ] گفته شده ، چنان كه هرگاه پس از حضور وقت عمل به خاص ، عامى وارد شود [ مثلا مولى امر به اكرام زيد كند ، و پس از يك ماه بگويد : فساق را اكرام مكن ] ؛ چرا كه در اين‌صورت ، امر دائر مىشود ميان آنكه خاص [ مقدم ] مخصص [ عام مؤخر ] باشد [ كه در نتيجه اكرام زيد به‌طور مستمر واجب مىشود ] يا عام ، ناسخ [ خاص مقدم ] باشد ؛ [ كه در اين‌صورت اكرام زيد حرام مىشود ] و يا [ مىتوان دوران يادشده را اين‌گونه بيان كرد ] : خاص پس از حضور وقت عمل به عام وارد شده است ، حال امر دائر است ميان آنكه خاص ، مخصص عام باشد يا ناسخ و رافع استمرار و دوام عام ، [ و در هرصورت ، در صورت دوران يادشده ، نسبت به
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 331 | الآخوند الخراساني / محمدمسعود عباسى