كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 319
أو يتعدى إلى غيرها ؟ قيل بالتعدى ، لما فى الترجيح به مثل الاصدقية و الاوثقية و نحوهما ، مما فيه من الدلالة على أن المناط فى الترجيح بها هو كونها موجبة للاقربية إلى الواقع ، و لما فى التعليل بأن المشهور مما لا ريب فيه ، من استظهار أن العلة هو عدم الريب فيه بالاضافة إلى الخبر الآخر و لو كان فيه ألف ريب ، و لما فى التعليل بأن الرشد فى خلافهم . و لا يخفى ما فى الاستدلال بها : [ 306 ] در نصوص وارد شدهاند ، بسنده كرد ، يا از آنها به ساير موارد تعدى كرد ؟ ادلهء قول به تعدّى گفته شده : تعدى جايز است ؛ زيرا 1 . ترجيح دادن با امثال أصدق و أوثق بودن و مانند اينها كه دلالت دارند بر اينكه ملاك ترجيح با اين صفات ، آن است كه اين صفات ، سبب أقرب بودن به واقع مىشوند [ و هر چيزى موجب أقرب بودن شود ، مرجح است ، هرچند بر آن نص وارد نشود ] ، 2 . [ در برخى از اخبار آمده : أخذ به مشهور واجب است و ] علت آن را اين گفته كه در مشهور ترديد [ و تحيّرى ] وجود ندارد ، [ و از اين تعليل ] استظهار مىشود كه علّت [ در ترجيح با شهرت ] آن است كه اين خبر نسبت به خبر ديگر [ كه معارض آن است ] شك و ترديدى ندارد ، هرچند در آن هزار ترديد باشد ، [ بنابراين ، هر امتيازى كه چنين باشد ، أخذ به آن واجب است ] ، 3 . [ در برخى اخبار آمده : ] علت آن ، اين است كه رشد و هدايت در مخالفت با عامه است . [ بنابراين ، از هر مرجّحى كه هدايت كشف شود بايد مورد عمل واقع شود ] . اشكالات ادله بيان شده اشكالاتى كه در استدلال به اين سه دليل وجود دارد پوشيده نيست : [ 306 ]