أو مادام لم يعلم وجوبه أو حرمته ، و من الواضح أنه لو كان الاحتياط واجبا لما كانوا فى سعة أصلا ، فيعارض به ما دل على وجوبه ، كما لا يخفى .
لا يقال : قد علم به وجوب الاحتياط .
فإنه يقال : لم يعلم الوجوب أو الحرمة بعد ، فكيف يقع فى ضيق الاحتياط من أجله ؟
شرح
مادامى كه به وجوب يا حرمت آن علم ندارند [ پس به خاطر مخالفت با وجوب يا حرمت واقعى ، مؤاخذه و عقاب نمىشوند . بر ايناساس ؛ احتياط بهطور مطلق ، واجب نيست ، زيرا ] روشن است كه اگر احتياط واجب مىبود [ و بدانسان كه اخباريون مىگويند ، در شبهات تحريمى ، بايد اجتناب و احتياط مىكرديم ] ، هرگز مردم در توسعه نبودند ، [ زيرا احتياط ، در تنگى بودن است . با اينحال چگونه ممكن است مردم در توسعه باشند ] . بنابراين حديث يادشده با آنچه بر وجوب احتياط دلالت دارد معارض است [ و بايد به سراغ قواعد تعارض برويم ] چنان كه پنهان نيست .
گفته نشود : [ ادله وجوب احتياط با اين روايت معارض نيست ، بلكه وارد بر اين حديث است و موضوع آن را از ميان مىبرد ، زيرا اخبار دال بر وجوب احتياط ، موجب علم مىشوند ، و اين حديث دلالت بر برائت دارد تا زمانى كه مكلف به تكليف علم حاصل نكرده باشد ] با ادله احتياط ، به وجوب احتياط علم داريم [ پس معنا ندارد بگوييم در توسعه از چيزى هستيم كه به آن علم نداريم ، يا تا وقتى كه عالم نيستيم در توسعه هستيم ] .
زيرا [ در پاسخ ] گفته مىشود : وجوب و حرمت دانسته نمىشود [ مگر ] پس از [ ورود ادله احتياط . بنابراين ، نه به وجوب واجب احتمالى علم داريم و نه به حرمت حرام احتمالى ] پس چگونه به خاطر آنچه علم نداريم خود را در تنگى احتياط قرار دهيم [ بنابراين ، تا هنگامى كه وجوب و حرمت واقعى معلوم نباشد به مقتضاى اين حديث ، احتياط واجب نيست ] .