تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
فى كميته و مقداره ، كما فى نبع الماء و جريانه ، و خروج الدم و سيلانه ، فيما كان سبب الشك فى الجريان و السيلان الشك فى أنه بقى فى المنبع و الرحم فعلا شئ من الماء و الدم غير ما سال و جرى منهما ، فربما يشكل فى استصحابهما حينئذ ، فإن الشك ليس فى بقاء جريان شخص ما كان جاريا ، بل فى حدوث جريان جزء آخر شك فى جريانه من جهة الشك فى حدوثه ، و لكنه يتخيل بأنه لا يختل به ما هو الملاك فى الاستصحاب ، بحسب تعريفه و دليله حسبما عرفت . [ 279 ] ثم إنه لا يخفى أن استصحاب بقاء الامر التدريجى ، إما يكون من قبيل استصحاب الشخص ،
شرح
در كميّت و مقدار آن باشد ، همانند شك در جوشيدن آب از منبع و جريانش بر روى زمين [ كه آيا اين چشمه تا اين زمان جارى است يا خير ؟ ] ، يا شك در خروج خون از رحم و سيلانش به بيرون ، در موردى كه سبب شك در جريان و سيلان اين باشد كه آيا در منبع [ براى آب ] و رحم [ در مورد خون ] فعلا چيزى از آب و خون ، غير از مقدارى آب و خون كه بيرون آمده ، باقى مانده [ يا همه خارج شده ] است ، در استصحاب جريان آب و سيلان خون در اين‌صورت [ - شك در مقتضى ] اشكال شده است ، زيرا شك [ در استمرار ] ، شك در بقاى جريان شخص [ - همان آب و خونى ] كه پيشتر جارى بودند نيست ؛ [ زيرا آن تمام شده ] ، بلكه شك در حدوث جريان جزئى ديگر است كه از جهت شك در حدوثش شك شده است ، ولى اين خيال است ؛ زيرا اين شك سبب آن نمىشود ملاك در استصحاب كه از تعريف و دليلش استفاده شده با اين شك مختل شود ، چنان كه دانستيد ؛ [ 279 ] [ زيرا در اينجا « بقاء ما كان » صدق مىكند . چنان كه « لا تنقض اليقين باشك » صدق مىكند ] . حال ، پوشيده نماند ، استصحاب بقاى امر تدريجى ، 1 ) يا از قبيل استصحاب شخص است ، 2 ) و يا استصحاب كلّى با هرسه قسمش محسوب مىشود . بنابراين ، اگر شك كنيم كه سورهء معلومى ، [ مانند : سوره ناس ] را كه قارى شروع به قرائتش كرده بود تمام شده يا مقدارى از آن باقى است ، استصحاب بقائش به صورت شخصى