تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 20

مساهمون:

ص٢٠
المستتبع لعدم استحقاق العقوبة على مخالفته . لا يقال : لا يكاد يكون إيجابه مستتبعا لاستحقاقها على مخالفة التكليف المجهول ، بل على مخالفة نفسه ، كما هو قضية إيجاب غيره .
شرح
يعنى شما نسبت به الزام مجهول ، تكليفى نداريد و احتياط ، واجب نيست و اگر رسيدن به حكم واقع ، مهم نيست ، در اين صورت احتياط ندارد . پس مخالفت با آن نيز عقاب ندارد و معناى برائت همين است ] . در نتيجه دليل بر رفع « ما لا يعلمون » دليل است بر عدم ايجاب احتياط مستتبع [ يعنى : عدم ايجاب احتياط را در پى دارد ] به دليل عدم استحقاق عقوبت بر مخالفت « ما لا يعلمون » [ يا مخالفت احتياط ، به ديگر سخن : نتيجه اين مىشود كه رفع مؤاخذه بوسيلهء رفع ايجاب احتياط است و وضع و رفع ايجاب شرعى احتياط ، به دست شارع است و با حديث رفع آن را برمىدارد و به دنبال آن مؤاخذه نيز برداشته مىشود ] . گفته نشود : [ ثواب و عقاب يك عمل مربوط به خود آن عمل است و ربطى به عمل ديگر ندارد . حال در محل بحث ( شىء مشكوك الحكم ) نيز اگر احتياط واجب باشد ] ، ايجاب احتياط ، مستتبع [ و مستلزم ] استحقاق عقوبت [ و مؤاخذه ] بر مخالفت تكليف مجهول نيست [ تا رفع آن دليل بر رفع مؤاخذه باشد . بنابراين مؤاخذه از آثار شرعى تكليف مجهول نيست ] . بلكه [ ايجاب احتياط ، مانند ساير واجبات ، مستلزم استحقاق عقاب ] بر مخالفت با احتياط و نفس ترك احتياط است ، چنان كه مقتضاى ايجاب غير احتياط [ از ساير واجبات نيز ] همين است . [ مثلا ترك نماز مستلزم عقاب بر ترك نماز است نه بر ترك روزه . بنابراين ، رفع ايجاب احتياط دليل بر رفع مؤاخذه بر تكليف مجهول نمىشود ] .