و على هذا يكون المراد باليقين اليقين بالفراغ ، بما علمه الامام عليه السلام من الاحتياط بالبناء على الاكثر ، و الاتيان بالمشكوك بعد التسليم مفصولة .
و يمكن ذبه بأن الاحتياط كذلك لا يأبى عن إرادة اليقين بعدم الركعة المشكوكة ، بل كان أصل الاتيان بها باقتضائه ، غاية الامر إتيانها مفصولة ينافى إطلاق النقض ،
شرح
[ با بنا گذاردن بر سه ركعت ] منافات دارد . [ پس ممكن نيست مراد از يقين و شك ، استصحابى كه بيان كرديد باشد ] . بر ايناساس ، مراد از « يقين » [ در حديث « لا تنقض اليقين . . . » يقين به نخواندن ركعت چهارم نيست ، بلكه ] يقين به فراغت ذمه است [ از تكليف نمازى با اتيان - در حال شك - ] بدان نحوى كه امام عليه السلام تعليم فرمودهاند كه با بناگذاردن بر ركعت چهارم ، احتياط كند [ و نمازش را تمام كند ] و پس از سلام ، [ ركعت مشكوك را ] بهطور جدا [ از ركعات قبلى ] بجاآورد . [ با بناگذاردن بر سه ركعت ] منافات دارد . [ پس ممكن نيست مراد از يقين و شك ، استصحابى كه بيان كرديد باشد ] . بر ايناساس ، مراد از « يقين » [ در حديث « لا تنقض اليقين . . . » يقين به نخواندن ركعت چهارم نيست ، بلكه ] يقين به فراغت ذمه است [ از تكليف نمازى با اتيان - در حال شك - ] بدان نحوى كه امام عليه السلام تعليم فرمودهاند كه با بناگذاردن بر ركعت چهارم ، احتياط كند [ و نمازش را تمام كند ] و پس از سلام ، [ ركعت مشكوك را ] بهطور جدا [ از ركعات قبلى ] بجاآورد .
دفع اشكال بدين بيان نيز ممكن است : احتياط به نحوى كه بيان شد [ - اتمام نماز و اتيان يك ركعت بهطور جداگانه ] مانع از اين نيست كه از يقين ، يقين به عدم اتيان ركعت مشكوك [ - ركعت چهارم ] اراده شده باشد ، بلكه اصل بجاآوردن اين ركعت مشكوك ، [ خواه جداگانه و خواه متصل ] به اقتضاى يقين به عدم [ - به استصحاب ] است ؛ [ زيرا اگر اين يقين نبود ، اتيان نيز لازم نبود ] ، حداكثر آنكه جداگانه بجاآوردن آن ركعت با اطلاق نقض ، منافات دارد ؛