و فى رواية الحذاء عن أبى جعفر عليه السلام مثل ذلك ، إلا أنه فيها بعد الاباء ( ما أراك يا سمرة إلا مضارا ، إذهب يا فلان فاقلعها وارم بها وجهه ) إلى غير ذلك من الروايات الواردة فى قصة سمرة و غيرها . و هى كثيرة و قد ادعى تواترها ، مع اختلافها لفظا و موردا ، فليكن المراد به تواترها إجمالا ، [ 254 ] بمعنى القطع بصدور بعضها ، و الانصاف أنه ليس فى دعوى التواتر كذلك جزاف ، و هذا مع استناد المشهور إليها موجب لكمال الوثوق بها و انجبار ضعفها ، مع أن بعضها موثقة ، فلا مجال للاشكال فيها من جهة سندها ، كما لا يخفى .
و أما دلالتها ، فالظاهر أن الضرر هو ما يقابل النفع ، من النقص فى النفس أو الطرف
شرح
در روايت « حذّاء » از حضرت ابى جعفر عليه السلام مثل همين ، روايت شده ، با اين تفاوت كه پس از سرباز زدن سمره ، [ حضرت فرمودند : ] « اى سمره نمىبينم تو را مگر شخصى ضرر رساننده . اى فلانى [ - انصارى ] برو درختش را از ريشه بركن و در مقابلش انداز » . و در اخبار ديگر كه دربارهء حكايت سمره و غير آن وارد شدهاند - كه فراوانند - ادعاى تواتر آنها شده است ، با اينكه از جهت الفاظ و محل ورود با هم متفاوتند . بنابراين بايد مراد از « تواتر » ، تواتر اجمالى باشد [ 254 ] [ نه تواتر لفظى يا معنوى ] ؛ به اين معنا كه قطع داريم برخى از اين اخبار صادر شدهاند ، و انصاف آن است كه ادعاى چنين تواترى [ - بهطور اجمال ] ، ادعاى بيهودهاى نيست ، و اين تواتر اجمالى افزون بر آن است كه مشهور فقها [ در ابواب مختلف فقه ] به آن استناد جستهاند و همين خود سبب اطمينان كامل به آنهاست ، و ضعف اين احاديث را جبران مىكند . افزون بر اينكه برخى از اين احاديث موثّقهاند . بنابراين از جهت سند جايى براى اشكال در اين روايات وجود ندارد .
چنان كه پوشيده نيست .