تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
إيجاب ذلك عليه بهذا العنوان ، لخروجه عنه بتوجيه الخطاب إليه لا محالة ، كما توهم لذلك استحالة تخصيص الجزئية أو الشرطية به حال الذكر و إيجاب العمل الخالى عن المنسى على الناسى ، فلا تغفل . الثالث : إنه ظهر - مما مر - حال زيادة الجزء إذا شك فى اعتبار عدمها شرطا أو شطرا فى الواجب - مع عدم اعتباره فى جزئيته ، و إلا لم يكن من زيادته بل من نقصانه - و ذلك لاندراجه فى الشك فى دخل شئ فيه جزءا أو شرطا ،
شرح
نه با عنوان « ناسى » [ - يا ايها الناسى ] ، تا استحالهء ايجاب خالى از مشكوك فيه [ - جزء دهم ] بودن بر ناسى با اين عنوان [ - عنوان « ناسى » ] لازم آيد [ كه در اين صورت نيز تخصيص ادلهء جزء و شرط به حال ذكر امكان‌پذير است ] ، به دليل خروج ناسى از عنوان نسيان ، بواسطهء متوجه شدن خطاب به او ، چنان كه به خاطر استحالهء يادشده ، استحالهء تخصيص جزئيت يا شرطيت به حال ذكر و ايجاب عمل خالى از جزء منسى [ مانند : سوره فراموش شده ] بر ناسى توهم شده است . غفلت مكنيد .

3 . حكم زيادى

تنبيه سوم : از آنچه [ در تنبيه دوم ] گذشت ، حال زياد كردن جزئى كه شك داريم آيا عدمش به عنوان شرط است [ به اين‌صورت كه از شروط نماز ، مثلا ، عدم قرائت سوره در ركعت سوم باشد همانسان كه از شروط نماز ، نخنديدن است ] ، يا به عنوان شطر است [ به اين‌صورت كه عدم ، جزئى از واجب باشد ] ، در واجب معتبر است [ يا معتبر نيست ] ، روشن شد ، مشروط بر عدم اعتبار اين موردى كه عدمش مشكوك است در جزئيت عمل در نفس الامر [ و به ديگر تعبير : در واقع ، عدمش نه به عنوان شرط معتبر باشد و نه شطر و جزء ] ، در غيراين‌صورت [ - اگر برحسب واقع عدمش معتبر باشد ] انجام آن در عمل ، نقصان محسوب مىشود نه زياد كردن جزء و اين بدان دليل است كه اين بحث مندرج است در « شك در دخالت داشتن شىء در مأموربه به عنوان جزء يا شرط در واجب »