و الحرمة ، و لا يرتفع غائلته باختلاف زمان التحريم و الايجاب ، قبل الدخول و بعده ، كما فى الفصول ، مع اتحاد زمان الفعل المتعلق لهما ، و إنما المفيد اختلاف زمانه و لو مع اتحاد زمانهما ، و هذا أوضح من أن يخفى ، كيف ؟ و لازمه وقوع الخروج بعد الدخول ،
شرح
و هم متصف به حرمت [ بخاطر آنكه برحسب فرض نهى و امر هردو به خروج تعلق گرفتهاند ، و بدينترتيب خروج كه فعل واحدى است ، هم حرام است و هم واجب ، حرام است چون تصرف در ملك ديگرى است و واجب است چون مقدمه واجب قرار داده شده ، ولى مىدانيد كه ] غائله اجتماع دو حكم متضاد در آن ، با اختلاف يافتن زمان تحريم و ايجاب ، نسبت به پيش از ورود و پس از آن [ به اين صورت كه پيش از ورود ، خطاب تحريمى به آن تعلق نيافته بود و به لحاظ آنكه غصب محض بود در اين زمان فقط حرام مىباشد و اما پس از ورود و گرفتار شدن در ملك غصبى ، چون خروج مقدمه واجب است ، خطاب ايجابى به آن تعلق مىگيرد . پس ايجاب و تحريم به لحاظ دو زمان به خروج متوجه مىشوند و اجتماع چنين وجوب و حرمتى در شىء واحد محذورى ندارد ] - چنان كه صاحب فصول گفته - رفع نمىگردد ، [ زيرا هرچند زمان ايجاب با تحريم متفاوت است و اين دو در دو ظرف واقع شدهاند ولى ] زمان فعلى كه متعلق هردو است ، متحد است ، [ به اين معنى كه ظرف وجود و تحقق خروج پس از ورود مىباشد و روشن است كه خروج پس از آنكه در خارج صورت گرفت ، هم متصف به وجوب است و هم به حرمت ، و اين خود اشكالى است كه با اختلاف زمان ايجاب و تحريم رفع نمىشود و مستلزم تناقض مىباشد . آرى ، تناقض با اختلاف زمان امر و نهى ] ، زمانى مفيد است [ و رافع تناقض ، كه ] اختلاف در زمان فعل باشد هرچند زمان ايجاب و تحريم با هم متحد باشند و اين روشنتر از آن است كه پنهان بماند . چگونه [ با اتحاد زمان فعل ، صرف اختلاف زمان ايجاب و تحريم را كافى بدانيم ] و حال آنكه لازمهء آن اين است كه خروج [ در ملك غصبى ]