تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
لئلا يقع فى أشد المحذورين منهما ، فيصدق أنه تركهما ، ولو بتركه ما لو فعله لأدّى لا محالة إلى أحدهما ، كسائر الافعال التوليدية ، حيث يكون العمد إليها بالعمد إلى اسبابها ، و اختيار تركها بعدم العمد إلى الاسباب ، و هذا يكفى فى استحقاق العقاب على الشرب للعلاج ، و إن كان لازما عقلا للفرار عما هو أكثر عقوبة . و لو سلم عدم الصدق إلا بنحو السالبة المنتفية بانتفاء الموضوع ، فهو غير ضائر بعد تمكنه من الترك ، و لو على نحو هذه السالبة ، و من الفعل بواسطة تمكنه مما هو من قبيل الموضوع
شرح
تا مبادا در أشد محذورين از آن‌دو ، واقع شود ، در حقش صادق است كه [ گفته شود : ] او هردو محذور را ترك گفته . [ آنچه گفته شد كه بر كسى در مهلكه واقع نشده گفتن « شراب ننوشيده » صدق مىكند تامّ نيست ، زيرا اگر شخص ، مهلكه را بدين‌صورت ترك كند كه خود را در معرض هلاكت نيندازد ، بر او صدق مىكند كه گفته شود : او تارك هلاكت و تارك شرب خمر است ] ، هرچند شخص ، فعلى را [ - در معرض هلاكت واقع شدن را ] كه منجر به يكى از آن‌دو است ترك كرده [ يعنى صدق ترك مسبب به صدق ترك سبب مىباشد ] همانسان در تمام افعال توليدى [ و تسبيبى ] امر چنين است ، يعنى قصد افعال يادشده به مجرد قصد اسباب آنها و برگزيدن تركشان با برگزيدن اسباب آنها مىباشد . و همين [ مقدار از قدرت يعنى : قدرت بر عدم تعريض نفس به هلاكت ، تا آنكه نه هلاكت يابد و نه نيازى به شرب خمر باشد ] ، كافى در استحقاق عقاب بر شرب خمر براى معالجه است ، هرچند [ اين شرب ، پس از واقع ساختن نفسش در مهلكه ] به خاطر فرار از عقوبت بيشتر [ - مرگ ] عقلا لازم است . [ پس ، لازم عقلى منافاتى با تحريم شرعى ندارد ] . و اگر بپذيريم كه صدق ترك خروج [ در حق او ] ، تنها به صورت سالبه به انتفاء موضوع باشد [ بايد گفت : ] پس از آنكه وى از ترك ، متمكن بود - هرچند به نحو سالبهء يادشده - و از فعل ، بواسطهء قادر بودن به چيزى كه از قبيل موضوع
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 84 | الآخوند الخراساني / محمدمسعود عباسى