فإنه يقال : إنها و إن كانت كذلك ، إلا أنها لا تفيد إلا فيما توافقت عليه ، و هو غير مفيد فى إثبات السلب كليا ، كما هو محل الكلام و مورد النقض و الابرام ، و إنما تفيد عدم حجية الخبر المخالف للكتاب و السنة ، و الالتزام به ليس بضائر ، بل لا محيص عنه فى مقام المعارضة .
و أما عن الاجماع ، فبأن المحصل منه غير حاصل ، و المنقول منه للاستدلال به غير قابل ، [ 212 ] خصوصا فى المسألة ، كما يظهر وجهه للمتأمل ، مع أنه معارض بمثله ، و موهون بذهاب المشهور إلى خلافه .
شرح
زيرا [ در پاسخ ] گفته مىشود : اخبار مانعهء يادشده ، هرچند بهطور اجمال ، متواتراند ، ولى مفيد [ منع از حجيت مطلق خبر واحدى كه مراد سيد مرتضى و تابعينش است ] ، نيست ، مگر در مواردى كه [ اخبار يادشده ] بر آن موقوف باشد ، و اين در اثبات سلب بهطور كلى [ - عدم حجيت اخبار آحاد بهطور مطلق ] ، كه محل بحث و اشكال و ايراد است ، مفيد نيست ، بلكه تنها مفيد سلب حجيت از خبرى است كه با كتاب و سنت مخالف است ، و التزام به اين افاده ، زيانمند نيست ، بلكه در مقام معارضه ، گريزى از آن نيست [ و ما نيز اين را مىپذيريم ، ولى تواتر اجمالى اخبار يادشده ، مثبت ادعاى منكرين حجيت نيست ، زيرا ادعاى آنان سلب كلى حجيت از هرخبر واحدى است ، درحالى كه احاديث يادشده ، تنها خبر واحدى را كه با قرآن و سنت قطعى مخالف است ، سلب حجيت مىكند ] .
و اما [ پاسخ ] اجماع [ كه سيد مرتضى ، رحمه اللّه بر عدم حجيت خبر واحد ادعا كرده ] : اجماع محصل ، حاصل نيست ، [ بلكه اختلاف نظر فراوانى وجود دارد ] ، و اجماع منقول [ كه مفيد علم و يقين نيست ] براى استدلال بر عدم حجيت خبر واحد ، قابليت ندارد ، [ 212 ] بهويژه در اين مسأله چنان كه علت آن براى تأمل كننده روشن مىشود ، [ زيرا خبر واحد از مسائل اصولى است و تحصيل آن بايد از طريق دليل قطعى صورت گيرد ] افزون بر اينكه اجماع ادعا شده ، معارض به مثل مىباشد [ و گروهى ديگر از علما مدعىاند كه بر حجيت خبر واحد ، اجماع است ] ، و نيز ادعاى عدم حجيت با اين عقيدهء مشهور كه بر خلاف آن [ يعنى : بر حجيت خبر واحد ] قائل هستند ، سست مىباشد .