تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 36

مساهمون:

ص٣٦
وجودا غير ضائر بكونه فردا للصلاة ، فيكون مأمورا به ، و فردا للغصب فيكون منهيا عنه ، فهو على وحدته وجودا يكون اثنين ، لكونه مصداقا للطبيعتين ، فلا تغفل . الثامن : إنه لا يكاد يكون من باب الاجتماع ، إلا إذا كان فى كل واحد من متعلقى الايجاب و التحريم مناط حكمه مطلقا ، حتى فى مورد التصادق و الاجتماع ، كى يحكم على الجواز بكونه فعلا محكوما بالحكمين و على الامتناع بكونه محكوما بأقوى المناطين ،
شرح
در نتيجه نمازى كه در خارج واقع شده در عين اينكه وحدت وجودى [ و مصداقى ] دارد . دو تا مىباشد ، زيرا مصداق دو طبيعت است [ و بدين‌ترتيب ، هرچند قائل به تعلق احكام به افراد باشيم . مىتوانيم قائل به اجتماع باشيم ، بىآنكه تعدد عنوان را دخيل و سودمند بدانيم ، چنان كه در صورت تعلق احكام به طبايع كه گفتيم چون وجود نماز و غصب در خارج يكى است و برحسب فرض تعدد و عنوان نيز سودمند نيست ناگريز دو طبيعت مأمور به منهى عنه وجود واحدى پيدا كرده و در نتيجه بايد به امتناع اجتماع قائل شد ] .

8 . اعتبار وجود مناط تحريم و ايجاب در اجتماع

هشتم : [ اين مقدمه در بيان تفاوت ميان مسألهء اجتماع امر و نهى - كه از باب تزاحم است - با باب تعارض مىباشد . باب تزاحم تنها در موردى است كه ملاك دو حكم متضاد ، هردو در آن جمع باشند . تا امتناعى و اجتماعى بتواند در آن نزاع كند و ] فقط وقتى از باب اجتماع امر و نهى است كه در هركدام از متعلق ايجاب [ در « صلّ » ] و تحريم در [ « لا تغصب » ] ، مناط و ملاك حكم ايجاب و تحريم [ كه عبارتست از مصلحت و مفسده ] وجود داشته باشد ، مطلقا : حتى در مورد اجتماع و تصادق . [ بنابراين ، نماز در خانهء غصبى داراى دو ملاك فعلى خواهد بود ] تا بنابر قول به جواز [ اجتماع امر و نهى ، بتوان گفت : ] مورد اجتماع ، فعلا محكوم به دو حكم است و بنابر قول به امتناع گفت : مورد اجتماع محكوم به قوىترين دو مناط است ، [ درصورتىكه پس از تزاحم ، يكى از دو ملاك قوىتر باشد ] ،