تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
و قد أجيب عن الاحتجاج ، بأن الباقى أقرب المجازات . و فيه : لا اعتبار فى الأقربية بحسب المقدار ، و إنما المدار على الأقربية بحسب زيادة الانس الناشئة من كثرة الاستعمال . و فى تقريرات بحث شيخنا الاستاذ ( قدس سره ) فى مقام الجواب عن الاحتجاج ، ما هذا لفظه : و الاولى أن يجاب بعد تسليم مجازية الباقى ، بأن دلالة العام على كل فرد من أفراده غير منوطة بدلالته على فرد آخر من أفراده ، و لو كانت دلالة مجازية ، إذ هى بواسطة عدم شموله للافراد المخصوصة ، لا بواسطة دخول غيرها [ 154 ] فى مدلوله ،
شرح
از آن استدلال [ - استدلال منكرين حجيت عام مخصص در افراد باقىمانده كه : عام پس از تخصيص مجمل مىشود و حمل آن بر هيچ‌يك از مراتب معلوم نيست ] پاسخ داده‌اند كه : [ هرچند مجازها به اختلاف مراتب ، متعددند ولى ] مجموع باقى [ چون ] اقرب مجازات [ عام ] است [ پس نفس اقرب بودن قرينه‌اى است براى تعيين آن و بدين‌ترتيب اجمال از عام پس از تخصيص بر طرف مىشود ] . در اين پاسخ [ اشكال است ] : هيچ اعتبارى به اقرب بودن برحسب مقدار ، نمىباشد و ملاك ، تنها بر اقرب بودن برحسب زيادى انس است كه از كثرت استعمال ناشى مىشود [ در نتيجه هر مجازى كه فراوان استعمال شود ، به معناى حقيقى اقرب است هرچند از جهت مقدار كمتر از مجازهاى ديگر باشد ] .

شيخ انصارى : دلالت عام بر افرادش منوط بر دلالتش بر فرد ديگر از خودش نيست

و در تقريرات بحث استاد ما قدس سره ، در مقام پاسخ از استدلال [ منكرين حجيت عام مخصص در باقى افراد ] اين عبارت آمده : بهتر است پس از تسليم مجاز بودن [ عام مخصص ] در باقى ، به اين صورت پاسخ گفت : دلالت عام بر هر فردى از افرادش ، منوط به دلالتش بر فرد ديگرى از افرادش نيست ، هرچند اين دلالت ، مجازى باشد ، زيرا دلالت مجازى [ عام بر فردى از افراد ] به واسطهء آن است كه عام ، شامل افراد مخصوصى [ كه با مخصص ، آنها را از تحت آن خارج كرده‌اند ] نمىشود ، نه به خاطر آنكه غير آن افراد ، در مدلول عام داخل باشند [ 154 ]