تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
و عليه تكون كما بعدها بالنسبة إلى الخلاف الاول ، كما أنه على القول الآخر تكون محكومة بالحكم منطوقا ، ثم لا يخفى أن هذا الخلاف لا يكاد يعقل جريانه فيما إذا كان قيدا للحكم ، فلا تغفل . فصل لا شبهة فى دلالة الاستثناء على اختصاص الحكم - سلبا أو إيجابا -
شرح
و براين اساس [ كه غايت از حكم مغيا خراج باشد ] نسبت به نزاع نخست ، غايت همانند پس از غايت است . [ بنابراين ، قائلين به مفهوم مىگويند معنى « سر من البصره الى الكوفه » وجوب سير تا دروازهء ورودى كوفه است و سير در خود كوفه و پس از كوفه واجب نيست ، ولى قائلين به عدم مفهوم مىگويند از كوفه و پس از كوفه سكوت شده است ] . چنان كه بنابر قول ديگر [ كه غايت را در حكم مغيا داخل مىدانست ] ، غايت به دلالت منطوقى ، محكوم به حكم مغيا مىباشد . [ بنابراين ، سير در كوفه واجب است و اختلاف نظر ميان دو مفهوم و غيرآن ، تنها در پس از كوفه است ] . بارى ، پنهان نماند اگر غايت [ - حدّ ] را قيد حكم دانستيم ، [ مانند : « كل شىء طاهر حتى تعلم انه قذر » ] جريان اختلاف نظر [ كه آيا غايت در حكم مغيا داخل است يا خارج است ] معقول نيست ؛ [ زيرا وقتى غايت را قيد حكم دانستيم معنايش آن است كه حكم تا زمانى ادامه دارد كه غايت حاصل نشده است ، ولى پس از تحقق آن ، حكم منقطع مىباشد ] . غفلت نكنيد . « 1 »

فصل : مفاد ادات استثناء

ترديدى نيست در اينكه استثناء دلالت دارد بر اختصاص حكم - خواه حكم سلبى
هامش
( 1 ) . چرا كه مغيى در اين هنگام ، همان خود حكم است ، نه محكوم به تا صحيح باشد نزاع در اينكه غايت در حكم مغيى داخل است ، يا خارج از آن است ، چنان كه پنهان نيست ، آرى ، معقول است نزاع شود در اينكه ظاهر ، آيا انقطاع حكم مغيى با حصول غايتش در اصطلاح ، يعنى مدخول « الى » يا « حتى » است ؛ يا استمرار حكم در آن حال است ؟ ولى [ به نظر ما ] أظهر ، انقطاع حكم است . بفهميد و پايدارى كنيد ، ( مؤلف قدّس سرّه ) .
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 180 | الآخوند الخراساني / محمدمسعود عباسى