كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 177
و استظهار جريانه من بعض الشافعية فيه ، كما لا يخفى ، فتأمل جيدا . فصل هل الغاية فى القضية تدل على ارتفاع الحكم عما بعد الغاية ، بناء على دخول الغاية فى المغيى ، أو عنها و بعدها ، بناء على خروجها ، أو لا ؟ فيه خلاف ، و قد نسب إلى المشهور الدلالة على الارتفاع ، و إلى جماعة [ درحالىكه نزاع در مفهوم ، در جايى جارى است كه موضوع باقى باشد ] ، 2 . [ ولى ] در وصف أخص من وجه [ كه افتراق از سوى وصف است ] طبق استظهارى كه از كلام برخى از شافعيه شده ، نزاع جارى است . چنان كه پنهان نيست ، به نيكى تأمل كنيد . فصل : مفهوم غايت [ اگر مولى بگويد : « سر من البصره الى الكوفه » در اينجا چند چيز است : 1 . مغيى ( پيش از كوفه ) 2 . غايت ( خود كوفه ) ، 3 . ما بعد غايت ( بيابان پس از كوفه ) ، 4 . ادات غايت ( الى ) ، 5 . مغيا ( سير كن ) . بايد دانست برخى از اصوليون گويند : غايت در حكم مغيى داخل نيست . بنابراين معنى جملهء يادشده ، وجوب دخول به كوفه است ؛ و برخى ديگر گويند : غايت در حكم مغيى داخل نيست . بنابراين ، سير تا دروازهء ورودى كوفه واجب است نه ورود به خود كوفه . حال ] ، بنابر آنكه غايت در مغيى داخل باشد [ يعنى كوفه داخل در حكم سير باشد ، طبق هردو قول نزاع است كه ] آيا غايت واقع در قضيه [ - الى ] بر ارتفاع حكم ، از بعد از غايت دلالت دارد [ بهطورى كه « سر من البصره الى الكوفه » دلالت بر عدم سير در بيابان پس از كوفه كند ، يا دلالت ندارد ؟ ] و بنابر آنكه غايت خارج از مغيى باشد [ آيا غايت واقع در قضيه بر ارتفاع حكم ] از غايت و از بعد از غايت دلالت مىكند [ بهطورى كه مثال يادشده دلالت بر عدم سير در خود كوفه و ما بعد كوفه كند ] يا دلالت نمىكند ؟ در آن اختلاف نظر است : به مشهور نسبت داده شده كه : [ غايت ] دلالت بر ارتفاع